على محمدى خراسانى

67

شرح منطق مظفر (فارسى)

هدف اصلى منطقى است ولى خوشبختانه اين گونه مباحث معمولا در علوم نقليه و اعتباريه و ادبيات عرب و در صرف و نحو و معانى و اصول فقه بيان شده و حاجتى به طرح آنها در منطق نيست ، پس نياز اوّل منطقى به بحث از الفاظ اين است كه الفاظ ، مدار افاده و استفاده هستند و بايد با كليات مربوط به آن آشنا شد تا در مقام تعريف يا استدلال با يك مقياس و ميزان صحيحى كلام خويش يا ديگران را بسنجيم و مغالطهء استدلالات را برملا ساخته و افشا كنيم . نياز دوّم منطقى به مباحث الفاظ : به عقيدهء مصنف اين نياز از نياز اوّل به مراتب مهم‌تر است و شايد سبب اصلى طرح مباحث الفاظ در منطق همين عامل باشد و دامنه‌اش وسيع‌تر است و نياز شخصى انسان متفكر هم هست يعنى اصلا كارى به مقام تعليم و تعلّم و مكالمه با ديگران نداريم بلكه شخص در مكتبهء خويش نشسته و سر در جيب تفكر فروبرده و درصدد آگاهى و گواهى است باز هم بىنياز از الفاظ نيست . اشيايى كه در خارج هستند داراى چهار سنخ وجود و هستى مىباشند كه دو نوع از وجودات ، وجود حقيقى و نفس الامرى است يعنى در واقع و نفس‌الامر و در ظرف خود موجودند چه كسى آنها را ادراك يا اعتبار بكند يا نه ، تابع اعتبار كسى نيستند و دو وجود ديگر جعلى و اعتبارى و وابسته به اعتبار معتبر و جعل جاعل هستند . وجودات اربعه عبارت‌اند از : 1 . وجود خارجى : منظور وجود اشياء در خارج از ذهن ما و در جهان خارج و عالم تكوين است مثل هستى بسيارى از چيزها كه در اطراف تو و بر بالاى سر تو و در نزديكى تو است يا از تو بسيار دور است از حيوانات ، نباتات ، جمادات ، موجودات ارضى و سماوى كه حدّ و حصرى هم براى موجودات خارجى نيست . 2 . وجود ذهنى : وجود ذهنى در حقيقت چيزى غير از علم به صور اشياء خارجيه و مفاهيم ذهنيه نيست يعنى خداوند به ما قوّه‌اى عطا فرموده به‌نام ذهن كه يكى از هنرهاى آن عكسبردارى از موجودات خارجيه و حفظ و نگهدارى آن تصويرها در محيط ذهن است . خود ذهن نيز در خارج موجود است و صورى كه در آن تصوير شده و چاپ شده و ذهن فيلمبردارى كرده وجودات ذهنيه ناميده مىشوند كه در حقيقت وجود ذهنى نيز مرحله‌اى از وجود خارجى است ، البته مرحله‌اى ضعيف كه در مباحث فلسفى و الهيات بالمعنى الاعم در رابطه با وجود ذهنى مطرح شده است .