على محمدى خراسانى
55
شرح منطق مظفر (فارسى)
و در منطق مرحوم مظفّر كه مورد بحث ما است مىخوانيم : « الفكر : حركة العقل بين المعلوم و المجهول » . براى تجزيه و تحليل تعريف فكر از ديدگاه مرحوم مظفّر مىگوييم : هنگامى كه انسان به بركت عقلش با يك مشكل و مجهول روبرو مىشود مثل اينكه ماهيت انسان چيست ؟ حقيقت جسم طبيعى كدام است ؟ آيا عالم حادث است يا قديم ؟ آيا زمين ساكن است يا متحرك ؟ با دقت فراوان به دست مىآورد كه مجهولش از كدام نوع است ؟ آيا از نوع مجهول تصوّرى است يا تصديقى ؟ آيا از مجهولات تصديقى نظرى است يا عملى ؟ فلسفى است يا كلامى ؟ عقل انسان براى شناخت اين مجهول و تبديل آن به معلوم سراغ معلومات حاضره در ذهن مىرود و پس از اينكه وارد انبار بزرگ و نامتناهى ذهن و صور ذهنيهء تصديقيه و تصوّريه شد در ميان انواع معلومات به گشتو گذار پرداخته و معلومات مناسب با اين مجهول را استخراج كرده و اگر موفّق به شناخت آن شد آنگاه طبق قواعد منطق ارسطويى ، آن معلومات تصوّرى يا تصديقى را كنار هم چيده ، و با نظم و ترتيب خاصّى آنها را تركيب نموده و با دستى پر ، به سراغ مجهول آمده و مجهولش را مىشناسد و در حقيقت عقل ما از اوّل تا به آخر پنج مرحله را پشتسر گذاشته است : مرحلهء اوّل : روبرو شدن با مشكل و مجهول : تا انسان توجّه نداشته و نداند كه مجهولى دارد درصدد رفع و حلّ آن و تبديل به معلوم برنمىآيد . انسان بايد توجّه داشته باشد كه تصوّر فرشته ، جنّ هوا و . . . براى او ناشناخته است يا تصديق به حدوث عالم براى او مجهول است تا در طلب گمشده برآيد . مرحلهء دوّم : شناسايى نوع مجهول : انسان بايد بشناسد كه مجهولش از چه نوع مجهولاتى است ؟ آيا از مقوله جواهر است يا اعراض ؟ از مادّيات يا مجردات ؟ تا نوع مجهول را نشناسد در قدمهاى بعدى موفّق نبوده و نمىداند از چه نوع معلومات مناسبى بهرهبردارى كند . اين دو قدم كه توسّط عقل برداشته شد ، زمينه براى حركتهاى فكرى آغاز مىشود . و انديشهء انسانى سه نوع فعّاليّت ذهنى و حركت انجام مىدهد و نتيجهء نهايى را مىگيرد . مرحلهء سوم : اولين حركت فكر ، سير از مجهول مطلوب به سوى معلوماتى است كه در انبار ذهن ذخيره كرد و بهطور خدادادى و بديهى آنها را دارد . يا در مراحل قبلى به