على محمدى خراسانى

52

شرح منطق مظفر (فارسى)

آن هم ويران شده است . همچنين قاعده هو هويت ( كه هر چيزى خودش است ) و « ثبوت الشىء لنفسه ضرورى و سلب الشىء عن نفسه محال » و قانون « كل از جزء بزرگتر است » را منكر هستند . ولى به عقيدهء ما آنها تصوّر صحيحى از قانون تناقض نداشته و از مثالهايى كه آورده‌اند اين نادانى به خوبى پيدا است . جماعتى از دانشمندان معتزله نيز قانون استحالهء ارتفاع نقيضين را منكر شده و مىگويند : ممكن است چيزى در آن واحد نه موجود باشد و نه معدوم بلكه واسطه بين وجود و عدم باشد و از آن تعبير به حال مىكنند . علامه حلى مىنويسد : أقول : ذهب أبو هاشم و اتباعه من المعتزلة و القاضى و الجوينى من الأشاعرة الى أنّ هينها واسطة بين الموجود و المعدوم و هى ثابتة و سمّوها الحال و وحدّوها بأنّها صفة لموجود لا توصف بالوجود و العدم فيكون الثابت أعم من الموجود ، و المعدوم أعم من المنفى ، و هذا المذهب باطل بالضرورة فإنّ العقل قاض بأنّه لا واسطة بين الوجود و العدم و أنّ الثبوت و الوجود مترادفان و كذا العدم و النفى مترادفان و لا شىء أظهر عند العقل من هذه القضيه فلا يجوز الاستدلال عليها » « 1 » . البته صاحب كشف المراد ادّلهء قائلين به حال را ضمن دو دليل آورده و از آن جواب داده كه به حقّ آن ادلّه ، شبهه در مقابل بديهيت است . و با انسانى كه منكر بديهيات باشد با زبان منطق و استدلال نتوان روبرو شد . امر پنجم : عمليات غير عقلى : برخى از معلومات تصوّرى و تصديقى معلوم شدنش محتاج به يك سلسله عمليّات عقلى است كه نام آنها را علوم نظرى گذاشته‌اند ، ولى پاره‌اى از معلومات تصوّرى و تصديقى محتاج به عمليات عقلى نيستند تا نظرى باشند امّا محتاج به عمليات غير عقليه مانند حسيّه ، وجدانيه و جسمانيه هستند ولى اين نياز آنها را نظرى و كسبى نمىكند زيرا محتاج به فكر و مطالعه نيستند . مثلا اگر قرار باشد خبرى نزد انسان متواتر شود ناچار بايد به اخبار جمع بسيارى كه عادتا تبانى آن‌همه انسان بر كذب محال مىباشد گوش فرا دهد و گزارش آنها را از يك رويداد استماع كند تا خبرى برايش متواتر شده و مفيد علم

--> ( 1 ) . كشف المراد ، ص 35 .