على محمدى خراسانى
51
شرح منطق مظفر (فارسى)
جنگ تحميلى هشت ساله بود ، و ايران اسلامى تنها در مقام دفاع مقدس از حيثيت و كيان خود با تمام قوا ايستاد و دشمن را ناكام كرد و به شكست مفتضحانهاى كشيد ، ولى تبليغات جهانى و رسانههاى جمعى استكبارى در اذهان عامّه مردم دنيا اين مطلب را القاء كرده و جا انداخته بودند كه ايران متجاوز و جنگطلب و آغازگر جنگ است بگونهاى كه سالها اين شبهه و امر باطل در اذهان تودههاى مردم دنيا وجود داشت تا آنجا كه حقانيّت ، صبر و متانت ملت ايران باعث شد كه دشمنان انقلاب اسلامى صريحا اعتراف كنند كه آغازگر جنگ صدام جنايتكار بود اين يك مثال اجتماعى است كه براى عموم قابل درك است . همچنين در امور جدلى و مجادلاتى كه در ميان صاحبان اديان و مسلكهاى گوناگون در طول تاريخ بوجود آمده ، از اين گونه مغالطات و القاء شبهات فراوان مشاهده مىشود ، في المثل دو قضيه ذيل به عقيدهء ما از ابده بديهيات بوده و صغرى و كبراى ضرورى هستند كه نتيجهء آنها هم بديهى است : 1 . وجود و عدم نقيض يكديگر هستند « صغرى » . 2 . اجتماع نقيضين محال است « كبرى » . پس اجتماع وجود و عدم در شىء واحد و در آنواحد از محالات است « نتيجه » . ارتفاع نقيضين نيز همينگونه از محالات است يعنى معقول نيست كه شىء واحد در آنواحد و در مكان واحد ، هم موجود باشد و هم معدوم تا اجتماع نقيضين لازم آيد ، يا نه موجود باشد و نه معدوم تا ارتفاع نقيضين پيش آيد . اين دو قضيه مسلّم و قطعى هستند بهگونهاى كه اگر اين دو قضيه را از علم تصديقى بگيريم ديگر محال است حتّى يك علم تصديقى براى ما حاصل شود ، ولى با اين حال پيروان مكتب هگل و طرفداران منطق ديالكتيك منكر استحالهء اجتماع نقيضين بوده و برآنند كه نه تنها اجتماع نقيضين محال نيست ، بلكه از ضروريات است . و دليل مىآورند كه اصل تناقض در منطق ارسطويى مبتنى بر اصل ديگرى است . و آن اصل ثبات اشياء مىباشد كه موجودات جهان را ثابت و تغييرات را در عوارض مىداند ، از اينرو ، مىگفتند هر چيزى يا هست يا نيست و جمع بينهما نشايد . ولى امروزه علم ثابت كرده كه همهء هستى در حال تغيير و تحوّل و شدن است ، پس مبناى قاعدهء تناقض اصل « ثبات اشياء بود » كه