على محمدى خراسانى
4
شرح منطق مظفر (فارسى)
او است ، بدون كمترين زحمتى ، كلماتى را به زبان آورده و از نهانخانه جان خويش خبر مىدهد و بر اين اساس او را ناطق به نطق ظاهرى گويند . 4 . تفكّر و انديشه : بزرگترين ويژگى انسان داشتن فكر و انديشه است . در سايهء فكر است كه بشر پيوسته مجهولات خود را به معلوم تبديل كرده و بر معلومات اوّليه و بديهيه و فطريهء خويش مىافزايد . به واسطهء فكر است كه به حقايق و قوانين كلى عالم دست مىيابد . در منطق ارسطويى ، از قواعد تفكّر و انديشهء صحيح گفتگو مىشود . در اينجا اشارهاى كوتاه به فلسفهء پيدايش منطق ارسطويى مىنماييم : مرحوم شهيد مطهرى ( ره ) در پاورقيهاى اصول فلسفه و روش رئاليسم مىفرمايد « 1 » : سفسطه در يونان باستان در قرن پنجم قبل از ميلاد در اثر دو امر صورت گرفت : 1 . ظهور آراء و عقايد فلسفى ضدّونقيض . 2 . رواج فوقالعادهء فنّ خطابه كه در اثر منازعات مالى زيادى كه در بين مردم آن سرزمين ، پيدا مىشد و كار به محكمه كشيده مىشد و گروهى از دانشمندان به سمت وكالت در محاكم عمومى با حضور شمارى بسيار از تماشاچيان به دفاع از حقوق موكّلين خود مىپرداختند و خطابههاى مؤثرى ايراد مىكردند . . . اين گروه سعى داشتند براى هر مدعايى « حق يا باطل » دليل آورند . . . كمكم كار به جايى رسيد كه معتقد شدند حقّ و باطل يا صدق و كذبى در واقع نيست . . . بلكه حقّ آن چيزى است كه انسان او را حقّ بداند و باطل آن چيزى است كه انسان او را باطل بداند . بهتدريج اين عقيده در ساير امور عالم نيز سرايت كرد و گفتند : حقيقت بهطور كلّى تابع شعور و ادراك انسان است . . . اين گروه را به واسطهء مهارت در همهء علوم و فنون زمان خود سوفيست ، يعنى « دانشمند » مىگفتند و سوفسطايى معرّب سوفيست است . يكى از سوفيستهاى معروف ، گورگياس است ، او سه ادّعا دارد : 1 . محال است چيزى موجود شود . 2 . محال است كه - چيزى بر فرض وجود - شناخته شود . 3 . اگر بر فرض محال چيزى شناخته شود ، قابل توصيف ( و شناسايى ) براى غير نيست . سقراط و افلاطون و ارسطو به شدّت با سوفسطائيان به مبارزه برخاستند
--> ( 1 ) . روش رئاليسم ، ج 1 ، ص 20 .