على محمدى خراسانى
3
شرح منطق مظفر (فارسى)
جلد اول پيشگفتار امتيازهاى انسان قلم آفرينش بر صفحهء وجود و هستى كلمات بىشمارى را به رشتهء تحرير در آورده است . از جملهء اين كلمات و بلكه كاملترين كلمهء خلقت ، انسان است كه همهء موجودات ديگر عالم ، طفيل وجود او و در مسير كمال او آفريده شدهاند . انسان با ساير حيوانات مشتركاتى دارد ولى ويژگيهايى در او وجود دارد كه در هيچ حيوان ديگر وجود ندارد و دستكم براى ما اينگونه مشهود است كه اين ويژگىها در انسان بارزتر است و مصاديق اتمّ آنها در بشر است . در اينجا برخى از اين امتيازات را فهرستوار برمىشماريم : 1 . آيندهنگرى : انسان مىتواند آيندهء بسيار دور را در نظر گرفته و براى آن آماده شود . مثلا احتمال مىدهد كه ده سال ديگر فلان حادثهء طبيعى به جان و مال او آسيبى برساند يا فلان دشمن خارجى او را نابود سازد ، از اينرو ، از هماكنون به فكر دفاع افتاده و به سدّسازى و فراهم آوردن وسائل و تجهيزات دفاعى پرداخته و در برابر پيشآمدهاى خطرناك ، خود را آماده مىسازد . 2 . آزادى و اختيار : همهء حيوانات اين عالم براساس غريزه فعّاليت مىكنند و همهء عوامل طبيعى ( جمادات - نباتات - حيوانات ) بهطور جبر ، فعّاليتهايى دارند و آثارى از خود پديد مىآورند و در اين مسير كوچكترين اختيارى از خود ندارند . تنها انسان ، انتخابگر مىباشد و به ميل و اراده بر سر دوراهى ، راهى را برمىگزيند . بر همين اساس انسان تنها موجودى است كه عصيان و نافرمانى دارد به فرموده قرآن : أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ « 1 » 3 . سخنگويى : از آن رهگذر كه انسان موجودى اجتماعى است و به تنهايى نمىتواند همهء نيازهاى خويش را برآورده سازد ، بلكه بايد بر ساير انسانها دستبهدست داده ، هميارى و همكارى كند تا بر مشكلات فايق آيد و به خواستههايش جامهء عمل بپوشد و ناچار است كه مقاصد خويش را به ديگران تفهيم كند ، از اينرو ، خداى حكيم ، ابزار و مجارى اين امر را در اختيار او قرار داده و همراه با تنفّس كه از ضروريات حيات
--> ( 1 ) . سورهء حج ، آيهء 18 .