على محمدى خراسانى

29

شرح منطق مظفر (فارسى)

علم منطق تنها علمى است كه به منظور تنظيم و سامان بخشيدن به تصرفات و ادراكات نامتناهى و همه‌جانبهء عقل تدوين شده تا تحت تأثير قوه واهمه يا خيال واقع نشود و در احكامش از آنها متأثر نگشته و از راه راست خارج نگردد . قواعد منطقى ، عقل را در صراط مستقيم قرار داده و شيوهء درست فكر كردن را به او مىآموزد ، تا از سرمايه‌هاى علمىاش به درستى بهره گرفته و در مسير صحيح ، اين قطار علمى را به حركت درآورد و به سر منزل مقصود به سلامت و موفقيت برساند . تعريف علم آنچه تاكنون گفتيم مقدّمه‌اى براى آشنايى با علم حصولى و جايگاه عقل و رابطهء منطق با ادراكات عقلى بود ، اينك وقت آن رسيده كه مؤلّف محترم علم حصولى را به معناى وسيع كلمه اعم از حسّى ، خيالى ، وهمى و عقلى تعريف كند ( اگرچه ما پيش از اين بدان اشاره كرديم ) . از اين‌رو مىفرمايد : علم حصولى عبارت است از حضور صورت شيئى معلوم ، نزد عقل يا به عبارت ديگر عبارت است از انطباع و نقش بستن عكس اشياء در عقل انسان . براى هرچه بيشتر روشن شدن اين تعريف دو مثال ذكر مىكنيم : مثال اوّل : اگر شما به رنگ خاصّى نگاه كنيد ، پس از آن‌كه نگاه خود را از آن بر مىداريد و يا چشمانتان را ببنديد ، تصويرى از رنگ خارجى در ذهنتان نقش مىبندد و وقتى به ذهن خود رجوع مىكنيد گويى آن را در مقابل چشمانتان مىبينيد ( چون ذهن شما عكس و فيلمى از آن تهيه كرده و در خود ذخيره كرده است . ) به اين صورت ذهنى علم حصولى گفته مىشود ؛ يعنى حصول صورة المعلوم لدى العالم . مثال دوّم : اگر به صداى خاصّى مانند تيك‌تيك يا زنگ ساعت گوش فرادهيد ، و پس از خاموش شدن صدا به ذهن خود مراجعه كنيد مىبينيد كه تصوير روشنى از آن صدا در ذهن داريد كه گويا هم‌اكنون آن صدا را مىشنويد ، به اين تصوير ذهنى كه از صداى خارجى برداشته شده و در ذهن قرار دارد ، علم گفته مىشود ، دربارهء مزه‌ها و بوها و حسّ بساوايى نيز مسأله به همين صورت است ، و چه‌بسا ممكن است ده سال پيش مزهء شيرينى را چشيده باشيد ولى صورت آن همواره در ذهن شما بوده و هر لحظه قابل احضار و تداعى باشد ، و يا گرما و سرماى سختى را سالها پيش احساس كرده باشيد و در خاطرتان نقش بسته باشد ، در تمام اين موارد به صورتها و عكس‌هايى كه در ذهن