على محمدى خراسانى

30

شرح منطق مظفر (فارسى)

شما جاى دارد و ذهن شما بسان آيينه‌اى عكس آنها را در خود منعكس مىكند ، به همه اينها علم حصولى مىگويند . تصور و تصديق پس از آشنايى با معنا و تعريف علم حصولى به يكى از تقسيم‌هاى مهم آن مىپردازيم : علم حصولى دوگونه است : 1 . علم حصولى تصورى . 2 . علم حصولى تصديقى . در رابطه با ماهيّت تصور و تصديق و به‌ويژه تصديق ، سخن فراوان است و نظريه‌هاى مختلفى در اين باب ارائه شده است كه در پايان ، به فهرست ديدگاه‌هاى گوناگون اشاره خواهيم كرد . برخى از بزرگان مانند مرحوم صدر المتالهين در اين باب رسالهء جداگانه‌اى به نام « رسالة التصور و التصديق » نوشته كه در پايان كتاب گران‌سنگ « الجوهر النضيد » چاپ شده است . ايشان در آن رساله با مبانى خاص خودش مفهوم تصور و تصديق را توضيح داده است . و آن‌چه كه مرحوم مظفر در كتاب شريف المنطق آورده چكيده‌اى از آن مطالب و تحرير مختصر نظر صدر المتالهين مىباشد . جهت آشنايى هرچه بيشتر با ماهيت تصور و تصديق و جايگاه هركدام ، بحث را با مثالى آغاز مىكنيم : در « شرح شمسيه » مثالى معمول و متداول در اين رابطه آمده ، مانند : « زيد قائم » است . ولى مرحوم مظفّر مثالى مىآورند كه در منطق اشارات آمده است : « كل مثلث فان زواياه مساوية لقائمين » « 1 » و نيز در « شرح مطالع » آمده : « انا اذا تصورنا زوايا المثلث و تصورنا التساوى للقائمتين و النسبة بينهما فلا خفاء في انّا نشك فيها قبل قيام البرهان الهندسى ثم اذا وقفنا عليه جزمنا به فيحصل حالة ادراكية . . . يسمى تصديقا . . . » « 2 » مرحوم مظفر آن مثال را با توضيح كامل بيان مىفرمايد . فرض كنيد بر روى صفحهء كاغذ يا ديوار يا تختهء سياهى ، شكل مثلّث را ( كه يكى از اشكال هندسى است ) كشيده‌ايد ( يا ديگران ترسيم كرده‌اند و شما آن شكل سه ضلعى را مىبينيد ) به دين وسيله ،

--> ( 1 ) . شرح اشارات ، ج 1 ، ص 23 . ( 2 ) . شرح مطالع ، ص 8 .