على محمدى خراسانى

74

خارج اصول (فارسى)

ديگر قابل‌اثبات است كه ما قبلا از همين طرق استفاده كرديم و بشرى بودن وضع را اثبات كرديم . و اين‌كه ايشان مسألهء الهام الهى و تعليم اسماء به آدم عليه السّلام را عنوان كردند . . . ما قبلا اين مطالب را در دليل چهارم از ادلّهء طرفداران الهى بودن وضع آورديم و مبسوطا جواب داديم كه منظور تعليم لغات و الفاظ نيست . و اين‌كه شهيد صدر در پايان به استناد پاره‌اى از نصوص ، الهى بودن را تقويت كردند ، بايد گفت : در مسألهء وضع و واضع كه يك مسأله تعبّدى شرعى نيست ، نتوان به ظواهر برخى آيات استناد كرد و به صرف اين‌كه تعبير به « قال و قلنا و . . . » شده اينها را حمل كرد بر مكالمهء لفظى و اينكه واقعا گفتارى صورت گرفته است بلكه اين آيات همانند آيهء فطرت ، آيهء ميثاق ، آيهء عرض امانت بر آسمانها و زمين و آيهء « فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ » * و آيهء « قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ وَ . . . » خيلى دقيق و عميق است و معلوم نيست قول لفظى باشد و امر تكوينى و ارادهء تكوينى و اذن تكوينى حضرت حق نباشد كه « إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ، » و اصولا سخن گفتن با فرشتگان چه مفهومى دارد ؟ مخصوصا اگر فرشته را حقيقت مجرّدى بدانيم كه طبعا قول لسانى و لفظ مطرح نخواهد بود و البته تفسير دقيق اين آيات را بايد از كلمات بزرگان مفسّرين اخذ كرد . به‌هرحال اين امور دليل بر الهى بودن وضع نمىشود و آن را تقويت نمىكند . و حق اين است كه وضع جنبهء بشرى دارد . 5 - كيفيّت وضع اين بحث در كلمات اصولىها به عنوان يكى از تقسيمات وضع ( تقسيم به لحاظ منشأ و سبب وضع ) مطرح شده ولى به‌جا است تحت عنوان كيفيّت وضع مطرح شود زيرا موضوع بحث نحوهء وضع الفاظ براى معانى است و به‌طوركلى گاهى وضع به اين نحو است كه فرد يا گروه معيّنى لفظى را براى معنايى قرار مىدهد