على محمدى خراسانى

75

خارج اصول (فارسى)

و نامش وضع تعيينى است و گاهى در اثر كثرت استعمال به درجهء حقيقت بودن مىرسد نامش وضع تعينّى است و گاهى با استعمال واحد به قصد وضع ، تحقّق مىيابد نامش وضع استعمالى است . پس كيفيّت وضع از اين سه صورت خارج نيست . اينك توصيح هركدام : وضع تعيينى آن است كه فرد يا جمع معيّنى الفاظى را براى معانىاى قرار مىدهند و مستقيما و بالمطابقه وضع صورت مىگيرد يعنى : « وضعت يا وضعنا هذا اللفظ لذاك المعنى » مثلا خداوند به زيد فرزندى عنايت كرده و نامش را مريم مىگذارد « انّى سميّتها مريم » و اصل در وضع همين است كه بالمطابقه و مستقيم لفظى به معنايى تخصيص يابد . ( چه اين‌كه اصل در دلالت مطابقه است و تضّمن و التزام تبع هستند . ) دربارهء وضع تعيينى سه مقام از بحث مطرح است : 1 - امكان ذاتى دارد يا امتناع ذاتى دارد ؟ قطعا امكان ذاتى دارد زيرا نه مستلزم اجتماع نقيضين است و نه ارتفاع نقيضين و نه تحصيل حاصل و نه سلب الشيئى عن نفسه و نه اجتماع مثلان و نه اجتماع ضدان است و . . . پس محال ذاتى نيست . 2 - امكان وقوعى : آيا از وقوع آن محذورى پيش مىآيد يعنى خلاف حكمت است ، لغو و عبث است ، ترجّح بلا مرجّح است ، ترجيح بلا مرجّح است ، تحقق معلول بودن علّت است و . . . ؟ يا هيچ‌يكى از محاذير و توالى فاسده مزبور و مانند اينها پيش نمىآيد و كاملا ممكن الوقوع است ؟ پرواضح است كه وضع تعيينى داراى امكان وقوعى است و محذورى ندارد و بهترين دليل بر امكان چيزى وقوع خارجى آن است كه در مقام ثالث ذيلا عنوان خواهد شد . 3 - وقوع خارجى : آيا وضع تعيينى تحقّق يافته است و ما در خارج موردى داريم كه فرد يا گروهى مستقيما الفاظ را براى معانى وضع كرده باشند ؟ يا صرف امكان وقوع است و مثال ندارد و عملا تحقّق نيافته است ؟ در اين مرحله نيز بدون شك وضع تعيينى داريم و نمونه‌هاى فراوانى در خارج دارد از قبيل وضع اسماء