على محمدى خراسانى
62
خارج اصول (فارسى)
نظريّه چهارم : گروهى از محققان عالىمقام اصولى از قبيل مرحوم امام خمينى « 1 » و مرحوم آقا ضياء الدين عراقى « 2 » و مرحوم آقاى خوئى « 3 » و مرحوم مظفّر « 4 » و مرحوم بجنوردى « 5 » و ديگران معتقدند كه واضع الفاظ براى معانى انسان است و وضع جنبهء بشرى دارد نه جنبهء الهى ولى نه اينكه فرد يا گروه معيّنى از انسانها لغت و زبانى را اختراع كرده و ديگران از آنها پيروى نمودهاند فرض باطلى است و قبلا در نقد نظريّه نخست ردّ شد بلكه واضع انسانها و افراد بشر هستند و هركدام در اين وضع سهمى و نقشى دارند به اين صورت كه بشر نخستين در به دو امر هيچ واژه و كلمهاى را براى معنايى قرار نداده بودند ، كمكم كه نياز پيدا كردند تا با يكديگر تفاهم نمايند و مقاصد خويش را به يكديگر بفهمانند به حكم ضرورت و نياز و بر اساس استعداد و قابليّت فطرى و خدادادى شروع كردند به اختراع و ايجاد كلمات بسيار ساده و بسيط تا با آنها مرادات را به يكديگر بفهمانند به حكم ضرورت و نياز و بر اساس استعداد و قابليّت فطرى و خدادادى شروع كردند به اختراع و ايجاد كلمات بسيار ساده و بسيط و با آنها مرادات را به يكديگر فهماندند و هرچه زمان گذشت و نيازها بيشتر شد و زندگى اجتماعى پيچيدهتر و بشر داراى تمدّن شد هرروز لغات و كلمات جديدتر قدم به عرصهء گفتار گذاشت و كلمات كاملتر و شفّافتر و منقّحتر گرديد و اين روند تكاملى ادامه يافت تا به امروز كه مجموعهء واژههاى يك زبان زنده را اگر بخواهيم در يك دائرة المعارف بزرگ گردآورى نماييم حقيقتا مثنوى هفتاد من كاغذ شود و از حوصلهء زبانشناسان و محققّان خارج است و خدا مىداند كه اين روند تكاملى تا كجاها ادامه خواهد يافت و صدها يا هزاران سال ديگر زبانها به چه مرزى از تكامل
--> ( 1 ) - جواهر الاصول ، ج 1 ، ص 78 . ( 2 ) - نهاية الافكار ، ج 1 و 2 ، ص 24 و 25 . ( 3 ) - محاضرات ، ج 17 ، ص 36 . ( 4 ) - اصول فقه ، ج 1 و 2 ، ص 9 و 10 . ( 5 ) - منتهى الاصول ، ج 1 ، ص 14 .