على محمدى خراسانى
63
خارج اصول (فارسى)
خواهند بود . بنابراين پيدايش الفاظ و كلمات و لغات گوناگون و نشوونماى آنها كاملا امرى طبيعى است . دلايل اين مدّعا : 1 - اثبات مدّعا به ابطال دليل خصم : پس از آنكه ساير نظريّات مورد نقد واقع شد و سستى آنها به اثبات رسيد طبعا راه منحصربهفرد همين راهى است كه در نظريّه چهارم ارائه شد . 2 - سيره مستمّره : اگر ما وضع امروز بشر را ملاحظه كنيم مىبينيم هرروز و هر لحظه در گوشه و كنار عالم الفاظ و واژههاى جديدترى به فرهنگ لغات افزوده مىشود ، نويسندهاى ، كتابى مىنويسد براى آن اسمى مىگذارد ، هنرمندى هنرنمائى مىكند و براى تابلوى نقاّشى خود اسمى مىگذارد ، مخترعى اختراع مىكند و نامى براى وسيله خود مىنهد ، پدرى فرزندى پيدا مىكند و اسمى انتخاب مىكند و . . . پس واژههاى جديد الاحداث به فرد خاصى منتسب نيست و هركدام به فردى از انسانها نسبت دارد و در مجموع گروه انسانها واضعاند ، اگر ما همين شيوه را در اعصار و قرون گذشته جستجو كنيم مىبينيم صد سال پيش نيز وضع همين بود و متناسب با آن زمان صناعات و اختراعات و كتب و مجلات و غيره بود و هركدام اسمى داشت ، دويست سال قبل نيز چنين بود ، هزار سال قبل هم مطلب همين بود و بالاخره حدس قطعى پيدا مىشود كه از روز نخست مطلب بدينصورت پيدا شده و هرفردى لفظ يا الفاظى را به فراخور حال و به مقتضاى نياز وضع كرده و با آنها تفهيم مقاصد مىكردند . 3 - نظام حاكم بر جهان طبيعت نظام تكاملى است و طبيعت يكپارچه سيلان و تغيير و تحوّل است و از قوّه محض شروع شده و تا فعليّت محض پيش مىرود و