على محمدى خراسانى
57
خارج اصول (فارسى)
مرحوم طبرسى فرموده : و هذا ابلغ لانّ معانى الاشياء و خواصها لا تتغيّر بتغيّر الازمنة و الاوقات و القاب الاشياء تتغيّر على طول الازمنه . « 1 » ملاحظه مىكنيد كه آموزش صنايع و استخراج معادن و درك خواص اشياء و عمران و آباد كردن زمين را در كنار تعليم اسماء و القاب ذكر كرده است و واضح است كه براى تعليم اين امور وحى فرشتهاى نازل نشده بلكه تعليم تكوينى است و استعداد اين امور در انسان هست و به مرور آنها را به فعليّت مىرساند پس آموزش اسماء و لغات نيز از اين قبيل بوده است و با اين بيان آيه با قول چهارم مناسبتر است و نيز در روايتى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم : انه سئل عليه السّلام عن هذه الآيه فقال : الارضين و الجبال و الشعاب و الاوديه ثم نظر الى بساط تحته فقال : و هذا البساط ممّا علّمه « 2 » يعنى منظور از اسماء ، كوهها و سرزمينها و دشتها و درّهها است سپس حضرت به زيراندازى كه زير پايشان بود نگاه كردند و فرمود : اين زيرانداز هم از چيزهايى بود كه خداوند به آدم آموخت و پرواضح است كه منظور آموختن اسم اين زيرانداز نبوده بلكه خود آن را آموخت ، كنايه از اينكه بشر استعداد آن را دارد كه تمام اينها را بسازد و ببافد و بمالد و اين تعليم تكوينى است و در نهاد او گذاشته شده است . مضافا به اينكه وجدانا ما هرروز و هرشب با اسمها و نامهاى جديدى روبرو مىشويم كه براى اشخاص و صناعات و . . . گذاشته مىشود و اسناد اينهمه نام به خداوند و تعليم او به آدم لغو است و ارزشى براى آدم نيست و بالجمله در داستان آدم ابو البشر از آغاز تا انجام و منجمله در داستان تعليم اسماء هزار و يك نكته سرّى و رمزى وجود دارد كه با اين تفسير و برداشت سطحى و ظاهرى قابلحلّ نيست و
--> ( 1 ) - همان . ( 2 ) - همان .