على محمدى خراسانى
56
خارج اصول (فارسى)
جهان را به فرمان الهى به عهده داشتند حتّى اسم اشياء را هم نمىدانستند . بنابراين نمىتوانيم بگوئيم : منظور از علم الاسماء همان علم لغات باشد بلكه بايد مطلب خيلى فراتر از اين بوده و متناسب با مقام خلافت الهى باشد و آن عبارتست از آگاهى از حقايق جهان كه آدم و آدميزادگان به لطف خداوند داراى استعداد فوق العاده براى درك حقايق هستى هستند ، و خداوند اين استعداد آدم را به فعليّت رساند و همه اسماء ( حقايق و اسرار جهان هستى ) را به وى تعليم داد و اين آن افتخار بزرگى است كه آدم را جانشين پروردگار مىسازد ، خداوند اين علم را به آدم تعليم كرد تا بتواند از مواهب مادى و معنوى اين جهان در مسير تكامل خويش بهره گيرد . همچنين استعداد نامگذارى اشياء را به او ارزانى داشت تا بتواند اشياء را نامگذارى كند و در مورد احتياج با ذكر نام آنها را بخواند تا لازم نباشد عين آن چيز را نشان دهد و اين خود نعمتى است بزرگ ، ما هنگامى به اهميّت اين موضوع پىمىبريم كه مىبينيم بشر امروز هرچه دارد به وسيله كتاب و نوشتن است و همهء ذخاير علمى گذشتگان در نوشتههاى او جمع است و اين خود به خاطر نامگذارى اشياء است و گرنه هرگز علوم پيشينيان به آيندگان منتقل نمىشد . و در خود كلمات مفسران نيز به اين مطلب اشاره شده فى المثل در مجمع البيان از قول ابن عباس و ديگران نقل شده كه : انّه سبحانه علّمه جميع الاسماء و الصناعات و عمارة الارضين و الاطعمه و الادوية و استخراج المعادن و غرس الاشجار و منافعها و جميع ما يتعلّق بعمارة الدين و الدّنيا . « 1 » و نيز از قول بعضى چنين آورده : و قيل انه تعالى علّمه القاب الاشياء و معانيها و خواصها و هو انّ الفرس يصلح لما ذا و الحمار يصلح لما ذا « 2 »
--> ( 1 ) - مجمع البيان ، ج 1 و 2 ، ص 76 . ( 2 ) - همان .