على محمدى خراسانى
55
خارج اصول (فارسى)
آن هم به همه زبانهايى كه بعدها فرزندان آدم با آنها سخن گفتند . برخى مثل ربيع گفتهاند : خداوند اسماء فرشتگان و نامهاى ذريّه آدم را به او آموخت و . . . ب : پارهاى از روايات را مؤيد آورده از جمله اينكه از امام علّى بن الحسين عليه السّلام نقل شده كه خداوند نامهاى همهچيز را به آدم آموخت ، و نيز نقل شده كه خداوند نامهاى پيامبران و اولياء خويش و دشمنان خويش را به آدم آموخت و از جناب ابى ذر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكند كه ابى ذر گفت : يا رسول اللّه پيامبران مرسل به چه چيز فرستاده شدهاند ؟ حضرت فرمود : كتاب آسمانى ، عرض كردم : كدام كتاب بر آدم نازل شد ؟ حضرت فرمود : كتاب معجم ، پرسيدم : كتاب معجم چيست ؟ فرمود الف ، ب ، ت ، ث ، تا آخر « 1 » . نقد اين استدلال : مراد از تعليم تكوينى است يعنى خداوند اين آگاهيها را در نهاد و سرشت آدم قرار داد نه اينكه به زبان آورده باشد و از طريق ايجاد صوت يا نزول ملك اين كار صورت گرفته باشد و در خود قرآن كريم واژه تعليم در تعليم تكوينى به كار رفته است آنجا كه در سوره الرحمن مىفرمايد : « عَلَّمَهُ الْبَيانَ » « 2 » كه اين تعليم بيان و نعمت نطق و تكلم در مكتب آفرينش به انسان عطا شده و معنايش همان استعدادهاى فطرى است كه در نهاد آدمى به وديعت نهاده شده تا بتواند سخن بگويد و مراد از اسماء هم مجرد نامهاى اشياء ( آن هم بدون معانى و مفاهيم آنها ، چون در آيه كلمه اسماء آمده ولى خبرى از معانى و مسميّات نيست ) نمىباشد . زيرا در آيات قبل سخن از بزرگترين افتخار بنى آدم يعنى خليفة اللهى او است و اين آيه در واقع بزرگترين ويژگى آدم را كه او را قابل مىسازد براى جانشينى خداوند ، بيان مىكند و آن مقام علم آدم است آنگاه اگر منظور آگاهى از نامهاى اشياء باشد كه فخرى نيست و اينقدر مهم نيست كه آدم را خليفه الهى بسازد وانگهى بسيار بعيد مىنمايد كه فرشتگان با عظمت الهى كه ميليونها سال پيش از آدم عليه السّلام هم تدبير امور
--> ( 1 ) - مفاتيح الاصول ، ص 3 و 4 . ( 2 ) - سوره الرحمن ، 4 .