على محمدى خراسانى

51

خارج اصول (فارسى)

نظريّه دوّم : بيشتر دانشمندان اهل سنّت و به‌ويژه اشاعره ( پيروان ابو الحسن اشعرى ) برآنند كه واضع الفاظ براى معانى خداوند است و اين مهمّ جنبه الهى دارد نه بشرى ، و از دانشمندان اماميّه نيز عدّه‌اى اين مسلك را اختيار نموده‌اند كه از جمله آنها مرحوم محقّق نائينى ( ره ) است « 1 » و صاحب اصول الاستنباط است « 2 » و مرحوم سيد محمد طباطبائى صاحب مفاتيح الاصول است « 3 » كه استاد شيخ اعظم انصارى در حوزهء علميّهء كربلا بوده‌اند . البته ايشان تصريح به اختيار اين رأى ندارد ولى آراء مطروحه را ابطال مىكنند و براى اين رأى نيز شش دليل مىآورند و در چهار دليل مناقشه مىكنند ولى دو دليل را كه دو آيه از قرآن است و بعدا خواهيم آورد مىپذيرند و با تمام وجود از آنها دفاع مىكنند ، از اينجا معلوم مىشود كه نظر خودشان نيز همين است كه واضع خداوند است . دلايل اين نظريّه : اهمّ دلايل اين نظريّه شش دليل است كه مورد بحث قرار مىدهيم : دليل اوّل : اين دليل از مرحوم ميرزاى نائينى است و عينا همان دليل اوّل نظريّه قبلى است و از راه اينكه الفاظ نامتناهى و معانى هم نامحدود است و براى فرد يا گروه معيّنى وضع اين‌همه مقدور نيست به اين نتيجه رسيده كه پس واضع الفاظ براى معانى خداوندى است كه همه دانا و همه توانا و همه محيط است . « 4 » نقد اين دليل : پاسخ ما نيز همان دو پاسخ مذكور است مضافا به اينكه در نظريّه چهارم خواهد آمد كه على التحقيق واضع گروه انسانها هستند و به مرور زمان بر اساس نياز الفاظى را وضع مىكنند و چنين چيزى محال نيست و اگر مىبينيد امروزه

--> ( 1 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 30 و اجود التقريرات ، ج 1 ، 11 و 12 . ( 2 ) - اصول الاستنباط ، ص 56 . ( 3 ) - مفاتيح الاصول ، ص 3 و 4 . ( 4 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 30 .