على محمدى خراسانى

52

خارج اصول (فارسى)

هزاران هزار واژه داريم و در كتابهاى قطور دائرة المعارف هم قابل‌جمع نيست ، اينها محصول عمر هزاران‌ساله بشر است و يك شبه پيدا نشده تا بعيد بشماريد يا محال عادى بدانيد و به فرمايش آية اللّه شهيد حاج آقا مصطفى : و كاّن الميرزا توهّم المجتمع البشرى البالغ الى ملايين بلا لغة ثمّ بعد ذلك وضعت اللغات فقال بما قال و الّا فاذا كان وضع اللغات تدريجيّا حسب الحاجات كما نجده اليوم بالنسبة الى الحادثات لما كان يتفّوه بما لا ينبغى . « 1 » يعنى گويا مرحوم ميرزاى نائينى خيال كرده كه جامعه بشرى كه امروزه به ميليونها نفوس بالغ مىشود تاكنون لغت و زبانى نداشتند و ناگهان اين‌همه لغات و زبانهاى گوناگون پيدا شده ، لذا فرموده : چنين چيزى محال است ( و نتيجه گرفته كه واضع بايد خداوند باشد ) و الّا اگر اين حقيقت را در نظر مىگرفت كه وضع لغات تدريجى و بر اساس نيازها بود ( آنگونه كه امروزه نسبت به پديده‌هاى نوظهور وضع جديد و تدريجى صورت مىگيرد . ) هرگز آن سخن ناشايسته را نمىزدند . دليل دوّم : اين دليل نيز عينا دليل دوّم نظريّه اوّل است و مرحوم ميرزا از راه اينكه در تاريخ نقل نشده و واضع اگر فرد بشرى بود حتما نقل مىشد . . . به اين نتيجه رسيده كه : پس واضع خداوند است . « 2 » پاسخ ما نيز همان است كه در نظريّه اوّل اشاره شد و تحقيقا در رأى چهارم خواهد آمد كه بشرى بودن وضع مستلزم معيّن بودن واضع نيست و به تعبير ديگر احتمالات منحصر در دو احتمال نيست كه يكى الهى بودن وضع و ديگرى بشرى بودن آن به معناى مذكور ( معين بودن واضع ) باشد تا شما با ابطال احتمال دوّم ، الهى بودن را استنتاج كنيد بلكه راه سومى وجود دارد كه كاملا طبيعى و معقول است و آن اينكه واضع گروه انسانها هستند كه تدريجا بر اساس حاجت ، وضع از آنها صادر شده است .

--> ( 1 ) - تحريرات فى الاصول ، ج 1 ، ص 66 - 67 . ( 2 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 30 .