على محمدى خراسانى

50

خارج اصول (فارسى)

خاصى از انسانها است . اين دليل در كلمات مرحوم ميرزاى نائينين ذكر شده است . « 1 » نقد اين دليل : استدلال مذكور قابل‌مناقشه است زيرا : اوّلا قبول داريم كه معانى بسيار و الفاظ فراوان است ولى لزومى ندارد براى تمام آنها وضعى صورت گيرد تا بگوييد : اين غيرممكن است ، بلكه وضع بر اساس نياز است و چون نياز بشر محدود است وضع الفاظ هم محدود و ميسور است . و ثانيا اگر وضع به صورت دفعى و در يك مجلس يا يك زمان كوتاه انجام مىگرفت جا داشت بگوييد : اين محال است و عادتا از توان بشر خارج است ولى اگر هم فرد خاصى باشد به صورت تدريجى وضع كرده و هيچ محذورى ندارد كه شخصى كه رئيس قومى بوده يا پيامبر آنها بوده يا نماينده آنها بوده طى ده يا بيست سال يا بيشتر به مرور صدها و هزاران لفظ را براى معنى قرار دهد و محالى هم پيش نيايد . پس اين دليل مخدوش است . 2 - اينكه فرد معينّى از انسانها آستين بالا زده و لغت و زبانى را اختراع كرده باشد و پس از وى ميليونها و بلكه ميلياردها انسان در طول تاريخ با آن لغت سخن بگويند ، از حوادث مهم تاريخ بشر است و اگر چنين حادثه‌اى اتّفاق افتاده بود حتما در تاريخ لغات ثبت و ضبط مىشد و به دست آيندگان مىرسيد و امروزىها از او تجليل مىكردند و خيابانها و ميادينى را به نام او ثبت مىكردند و هيچ مانعى از نقل و ثبت آن در تاريخ نبوده و نيست زيرا مسأله سياسى و حكومتى كه نيست بلكه يك امر عادى است و ما مىبينيم حوادث ريزى كه خيلى هم مهم نيست در تاريخ ثبت شده ولى اين مسأله مهم در تاريخ به نام كسى سكّه زده نشده و حتى به صورت خبر واحد هم نقل نشده تا چه رسد به اينكه در حدّ تواتر در تواريخ آمده باشد . از اينجا نتيجه مىگيريم كه چنين چيزى نبوده و واضع معينّى در كار نيست . پس اين رأى باطل است .

--> ( 1 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 30 .