على محمدى خراسانى

43

خارج اصول (فارسى)

حقيقت حكم همان مرحلهء انشاء و تشريع و جعل قانون و به زبان آوردن اقيموا الصلاة و مانند آن است نظير اين مطلب در باب وضع الفاظ براى معانى هم هست زيرا واضع ، نخست معنى خاص را تصوّر مىكند سپس لفظ مناسبى را تصور مىكند سپس در ذهن خود و در عالم اعتبار ميان آن دو ايجاد ربط و علقه مىكند سپس متعهد مىشود و بنا را مىگذارد كه از اين پس هرگاه خواست اين معنى را بهماند از آن لفظ استفاده كند سپس به زبان مىآورد و مىگويد : فلان لفظ را براى فلان معنى وضع نمودم ، حال به عقيدهء مرحوم امام خمينى وضع همان مرحلهء سوّم ( اعتبار ربط و علقه ) است و لذا يكى از اشكالات امام راحل بر نظريهء تعهد اين است كه تعهّد متأخر از وضع و از لوازم آن است و تعريف وضع به تعهّد تعريف به لازم الشيئى است نه خود شيئى . « 1 » و به عقيده مرحوم آقاى خوئى وضع مرحله چهارم است كه تعهّد باشد ، ولى به اعتقاد ما وضع آن مرحله پنجم و اخير است كه ابراز و اظهار مىكند و به زبان مىآورد و مىگويد : « وضعت هذا اللفظ لهذا المعنى » و تا اين نباشد وضعى نيست و گر هم باشد بالقّوه است نه بالفعل يعنى بنا دارد كه لفظ را براى معنى وضع كند و اگر نه فعلا وضعى در كار نيست . و شاهد ما ملاحظه وضع اسماء اشخاص و مؤسسات و كتب و مجلات و مخترعات و مصنوعات بشرى است فى المثل در اسماء اشخاص ، خداوند به زيد فرزندى داده و هنوز نامى را اختيار نكرده است و فعلا در نظر دارد نام حسن را برگزيند ، وقتى از او مىپرسيم نام فرزندت چيست ؟ اسم كتابت چيست ؟ مىگويد : فعلا نامى اختيار نكرده‌ام ولى بنا دارم طّى مراسمى نام حسن را بگذارم ، ملاحظه مىكنيد كه بنا دارد و تصميم دارد ولى فعلا وضعى و تسميه‌اى در كار نيست و با « وضعت » يا « جعلت » و « سميّت » و . . . به‌وجود مىآيد

--> ( 1 ) - جواهر الاصول ، ج 1 ، ص 84 و مناهج الوصول ، ج 1 ، ص 58 .