على محمدى خراسانى
31
خارج اصول (فارسى)
فاقد پارهاى از اجزاء و شروط باشد حتما شارع ملكيّت اعتبار نمىكند و با اين ايجاب و قبول شرعا مشترى مالك مبيع نمىشود . 2 - امور مباشرى : امورى كه قائم به شخص معتبر و منشى است و مستقيما از او صادر مىشود و فعل خود او است و هيچ ارتباطى به امضاء يا تأسيس يا جعل و اعتبار ديگرى ندارد مثل اينكه هرانسانى در محيط ذهن خود مىتواند هزاران هزار پديدههاى عجيب و غريب را اعتبار كند و خدا به او اين قدرت را داده است . آنگاه وضع الفاظ و رابطه اختصاصى لفظ با معنى از اين قسم است يعنى قائم به شخص واضع است ، او است كه با وضع و جعل اين ارتباط را ايجاد مىكند و چنين نيست كه او زمينهسازى كند و ديگران اعتبار كنند بلكه همه جهات اعتبار ارتباط به دست خود شخص واضع يا واضعان است . سپس مرحوم اصفهانى تشبيه و مقايسهاى نموده كه اسناد نظريّه علامت بودن لفظ براى معنا به ايشان از اين تشبيه سرچشمه گرفته است ، و آن اينكه : ما در عالم دوالّ ( دلالتكنندهها و كاشفها ) زيادى داريم ( از قبيل نوشتار كه دالّ بر معنائى است ، اشاره كه دالّ است ، الفاظ كه دالّ هستند و . . . ) يكى از دلالتكنندهها همين تابلوها و علائمى است كه در كنار جادّهها و خيابانها و سر كوچهها و چهارراهها نصب مىشود كه دلالت بر مقصدى دارند مثلا دلالت مىكند كه اينجا سر يك فرسخ است ( يا كيلومتر پنجم است يا جادّه يكطرفه است يا لغزنده است يا خطرناك است و . . . ) حال جهت و حيثيّت دلالت الفاظ بر معانى دقيقا مانند حيثيّت دلالت اين تابلوها بر مقاصد خودشان است و همانگونه كه بيننده از نگاه به اين تابلو متوّجه مىشود كه چقدر راه رفته و چقدر تا مقصد راه دارد و . . . هكذا شنونده نيز از شنيدن لفظ به آن معناى مقصود متوّجه مىشود . و همانطور كه آن تابلوها علائم راهنمايى هستند و مسافران را هدايت مىكنند . اين الفاظ نيز علائم و نشانههايى هستند كه