على محمدى خراسانى

32

خارج اصول (فارسى)

شنونده را به معانى هدايت مىكنند . پس حقيقت وضع عبارت است از علامت قرار دادن لفظ براى معنى با اين تفاوت كه در مورد علائم و تابلوها ، وضع ، حقيقى و تكوينى است يعنى خارجا مى بينيم كه مامورى آمد و اين علامت را در نقطه و مكان معيّنى نصب كرد ، يا اگر مامور را نديده‌ايم فعلا منصوب بودن علامت را در كنار جادّه مشاهده مىكنيم . ولى وضع الفاظ بر معانى اعتبارى و در عالم اعتبار است و گرنه خارجا هرگز نخواهيد ديد كه واضع لفظ را بر روى معنى سوار كند و حقيقتا اين كلاه را بر سر معنى بگذارد « 1 » ( و اصولا چنين چيزى امكان‌پذير نيست زيرا الفاظ لحظه‌به‌لحظه موجود و معدوم مىشوند و قابليت آن را ندارند كه كسى آنها را كلاه درست كند و در خارج بر روى معنى بگذارد ) اين بود تمام فرمايش محقق اصفهانى « 2 » و بعضى از اساتيد محترم نيز در درس خارج خويش همين راى را اختيار كرده‌اند « 3 » و يكى از طرفداران اين نظريّه مرحوم امام خمينى ( ره ) مىباشد كه صريحا مىفرمايد : « الوضع عبارة عن جعل لفظ علامة للمعنى و مىفرمايد : الوضع تعيين اللفظ للمعنى و جعله علامة لها » « 4 » نقد اين نظريّه : از سوى بزرگان علم اصول بر اين نظريّه مناقشاتى مطرح شده كه اهّم آنها را بحث مىكنيم مناقشه اوّل از مرحوم محقق عراقى است كه قياس وضع الفاظ را به علامات كنار جادّه‌ها باطل و قياسى مع الفارق دانسته‌اند ، ايشان فرمودند : در باب علامات راهنمائى دو انتقال حقيقى وجود دارد و براى بيننده دو انتقال حاصل مىشود : نخست به خود آن تابلو منتقل مىشود و آن علامت با همان نحوى كه نصب شده در ذهن او مجسّم مىشود و سپس اگر عالم به وضع باشد آن معنا و مقصود و هدف از نصب تابلو به ذهنش خطور مىكند كه كيلومتر چندم يا خطرناك

--> ( 1 ) - نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 47 . ( 2 ) - نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 44 - 47 . ( 3 ) - سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص 272 . ( 4 ) - جواهر الاصول ، ج 1 ، ص 83 و 84 .