على محمدى خراسانى

18

خارج اصول (فارسى)

2 - حقيقت وضع حال كه دلالت الفاظ بر معانى وضعى و قراردادى شد لازم است از زواياى گوناگون پيرامون وضع بحث شود و عمدتا چهار محور زير قابل‌ملاحظه است : 1 - بيان حقيقت وضع و اينكه الوضع ما هو ؟ 2 - بيان اينكه واضع كيست ؟ و چه كسى الفاظ را براى معانى وضع كرده است ؟ 3 - بيان كيفيّت و چگونگى وضع كه آيا با تعيين شخص خاصّى بوده يا در اثر كثرت استعمال درست گرديده ؟ 4 - بيان انقسام وضع كه از زواياى گوناگون تقسيمات مهمّى براى آن مطرح است : مطلب اول : واژهء وضع در لغت عرب به معناى نهادن و گذاشتن و قرار دادن است و ابتدا در محسوسات به كار رفته مثل وضع الحجر على الحجر يعنى گذاشتن سنگى روى سنگ ديگر ، كتابى روى كتاب ديگر و . . . كم‌كم توسعه يافته و در امور غيرمحسوس نيز به كار رفته است فى المثل در امور اعتبارى هم سخن از وضع و جعل قانون است يا در احكام شرعى هم كه صددرصد اعتبارى هستند بحث حكم وضعى مطرح است و . . . و امّا بيان حقيقت و ماهيّت وضع در اصطلاح دانشمندان اصولى : تعاريف زيادى از بزرگان اين فن نقل شده كه در اينجا به اهمّ آن تعاريف مىپردازيم : 1 - نظريّهء ملازمهء واقعيّه : تعريف اوّل : به مرحوم محقّق عراقى نسبت داده شده كه ايشان وضع را عبارت