على محمدى خراسانى

15

خارج اصول (فارسى)

ذكر شد ، در جواب از دليل مرحوم نائينى هم مىآيد و بلكه اين استدلال عين آن استدلال است و از همين‌جا گفتيم شايد مراد سليمان عبّاد نيز همين باشد و طبعا جواب نيز همان جواب خواهد بود و نيازى به اعاده نيست . و علاوه بر آن دو پاسخ ، پاسخ سوّمى به صورت مادّه نقض مطرح مىشود و آن اينكه : بر فرض در مورد اسماء اجناس يا اسماء مخترعات يا اسامى كتب و مجلّات و . . . يك مناسبت ذاتى منظور نظر واضع باشد ولى دربارهء اسماء اشخاص و اعلام شخصيّه اين ادّعا صادق نيست و مناسبت ذاتيّه ميان لفظ و معنى قطعا منظور نيست و مناسبات عرضى و اتّفاقى مدّنظر است فى المثل كسى نام فرزندش را يوسف مىگذارد در حالى كه سر سوزنى از حسن و ملاحت يوسف در او نيست ، يا نامش را حسن مىگذارد در حالى كه نه حسن صورت دارد و نه حسن سيرت ، نامش را كاظم مىگذارد در حالى كه ابدا خشم خود را فرونمىخورد . نامش را رستم مىگذارد در حالى كه ابدا در او شجاعت رستم و زوربازوى رستمى نيست و . . . و چه بسا واضع كه مثلا پدر فرزند باشد ، اصلا از معناى اين لفظ خبر ندارد و صرفا به جهت تقليد و عادت و غيره اين نام را برمىگزيند يا مثلا نام مبارك امامان را اختيار مىكند صرفا به جهت اينكه شيعه و پيرو آنان است و به هرطريقى مىخواهد نام آنان را احياء كند و . . . پس قول به اينكه دلالت الفاظ بر معانى وضعى است ولى با رعايت مناسبت ذاتيّه ، بر فرض در برخى از اسماء اجناس و غيره پذيرفته شود ولى در بسيارى از اسماء اشخاص و ازمنه و امكنه و غيره پذيرفته نيست و كلّيت ندارد . 3 - به عقيدهء محققّان از دانشمندان ارتباط الفاظ با معانى صددرصد جعلى و قراردادى است و دلالت الفاظ بر معانى كاملا وضعى و تابع وضع و قرارداد است و از آنجا كه بشر موجودى اجتماعى است و نياز به تفاهم دارد و بايد مقاصد خويش را به ديگران بفهماند ناگزير از وضع الفاظ و كلماتى است كه توسّط آنها مرادات را به يكديگر تفهيم نمايند و پيش از وضع واضع هيچ ارتباطى ميان لفظ و معنى وجود