على محمدى خراسانى
61
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
قوله : هذا اذا لم يكن هناك اصل موضوعى : صورت سوم : اينكه در صورت اوّل اصل عدم تذكيه جارى كرديم و بهدنبال آن ، حكم به حرمت و نجاست نموديم ، در صورتى صحيح است كه يك اصل موضوعىِ ديگر ، قبل از اصل عدم تذكيه و سابق بر آن نباشد ؛ و گرنه با وجود اصل موضوعى متقدّم و سببى ، نوبت به اصل موضوعى متأخّر و مسبّبى نمىرسد . صورت سوم مربوط به چنين فرضى است . مثال : حيوانى قابل تذكيه است - مثل گوسفند - ولى اين حيوان ، جلّال ( نجاستخوار ) يا موطوء آدمى واقع شده است و شرعاً نمىدانيم آيا جلّال شدن ، مانع از تذكيه است يا خير ؟ « 1 » سپس چنين گوسفندى با همهء شروط لازم و معتبر ، ذبح مىشود و براى ما شكّ در حليّت و حرمت آن بهوجود مىآيد . منشأ اين شكّ هم ، شك در قبول تذكيه و عدم قبول آن است كه آيا اين گوسفند قابل تذكيه هست يا خير ؟ و منشأ اين شك هم ، شك در مانع بودن جَلَل از تذكيه است ؛ و گرنه قبل از جَلَلْ يا وطى ، حتماً قابل تذكيه بوده است . اينجا جاى اصل اباحه و برائت و حليّت نيست ؛ زيرا قبل از آن اصل سببى داريم ( اصل عدم تذكيه ) . و جاى آن هم نيست ، زيرا قبل از آن استصحاب قبول تذكيه را داريم و از اين اصل استفاده مىكنيم و حكم به تذكيه مىنماييم و بهدنبال آن ، حكم به حليّت و طهارت مىكنيم . ضمناً اصل موضوعى ، با اصل حكمى ، در نتيجه موافق و هماهنگ است . استصحاب مزبور به دو گونه قابل جريان است : 1 . استصحاب تنجيزى : اين گوسفند قبل از جَلَلْ قابل تذكيه بود . الآن هم كه بعد از جَلَلْ شك در بقاء داريم استصحاب بقاء قابليّت جارى مىكنيم . 2 . استصحاب تعليقى : اين حيوان اگر قبل از جَلَلْ ذبح مىشد حتماً مذكّى بود . حال پس از جَلَلْ هم كه ذبح شده باز هم حكم به تذكيه مىكنيم و بقاء آن را استصحاب مىنماييم . قوله : و ممّا ذكرنا ظهر الحال : صورت چهارم : سه صورتى كه تا به حال ذكر شد مربوط به شبههء حكميّه بود و دو صورت باقىمانده شبههء موضوعيّه است . صورت چهارم اين است كه حيوان ، سربريده شده و با همهء شرايط هم ذبح شده است ، ولى نمىدانيم كه حلال است يا حرام . منشَأش اين است كه نمىدانيم قابل تذكيه هست يا نه ، سرچشمهء اين شك هم امور خارجيّه است ، يعنى نمىدانيم گوشت گوسفند است تا قابل تذكيه باشد و حلال و پاك ، يا گوشت سگ است تا قابل تذكيه نباشد و حرام و نجس باشد ؟ در اينجا رفع شبهه ( كه اين گوسفند است يا سگ ) ، ربطى به شارع ندارد . لذا شبهه موضوعيّه است و حكم ، اين است كه باز اصالة عدم التزكيه در خصوص اين گوشت جارى مىكنيم و مىگوييم در ازل و قبل از انعقاد نطفهء اين حيوان ، قابليّت تذكيه نبود ؛ چون اصلًا موضوع نداشت . حال بعد از انعقاد
--> ( 1 ) . شكّ در مانعيّت موجود .