على محمدى خراسانى
62
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
نطفه و تولّد اين حيوان ، شكّ در قبول تذكيه داريم ، استصحاب عدم ازلى مىآيد و حكم به حرمت و نجاست همين لحم مىكند . قوله : كما انّ اصالة قبول التذكية : صورت پنجم : حيوانى وجود دارد كه مىدانيم گوسفند است و مىدانيم گوسفند شرعاً قابل تذكيه است و اگر جلّال يا موطوء واقع شود ، شرعاً از قابليّت مىافتد . ولى الآن در حرمت و حليّتِ گوسفند معيّنى در خارج ، شك داريم - بهخاطر شك در قبول تذكيه و شك در عروض مانعى بنام جَلَلْ - باز هم از استصحاب عدم ازلى جلل يا وطى مىتوان استفاده كرد ( امر عدمى ) . و از استصحاب بقاء قبول تذكيه هم مىتوان استفاده كرد ( امر وجودى ) و حكم به طهارت و حليّت نمود و نوبت به استصحاب عدم تذكيه نمىرسد ؛ چون قبل از آن ، اصل موضوعى ديگر وجود دارد .