على محمدى خراسانى

78

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

متّصف به كراهت باشد ، مثلًا روزه نسبت به نماز ، ثوابش كمتر است ، پس بايد بگوييم روزه مكروه است . نماز در منزل نسبت به نماز در مسجد ثوابش كمتر است ، پس بايد بگوييم نماز در منزل مكروه است و هكذا مسجد محل نسبت به مسجد جامع و مسجد جامع نسبت به مسجدالنبى صلى الله عليه و آله و سلم و . . . در حالى كه احدى به اين لازم ملتزم نيست . 2 . اگر كراهت به معناى مذكور شد ، متقابلًا بايد استحباب هم به معناى كثرت ثواب باشد ، پس بايد بگوييم هر عبادتى كه نسبت به ديگرى ثوابش بيشتر است متّصف به استحباب است ، مثلًا نماز ظهر در منزل ، نسبت به نماز ظهر در حمام ثوابش بيشتر است ، پس بايد نماز ظهر مستحب باشد و نبايد قصد وجوب كنيم . يا نماز در مسجد نسبت به منزل ثوابش بيشتر است ، پس بايد متّصف به استحباب شود و هكذا . در حالى كه اين لازم نيز قابل التزام نيست . پس نمىتوان كراهت در عبادت را به معناى اقليّت ثواب معنا كرد . پس سخن مشهور ناتمام است . « 1 » جواب آخوند : مرحوم آخوند ايراد صاحب فصول را وارد نمىداند و در جواب مىفرمايد : گرچه عبارت مشهور ، مطلق است ولى قطعاً مرادشان اين نيست كه هر طبيعتى را با طبيعت ديگر و هر فردى را با فرد ديگر مقايسه كنيم . بلكه منظورشان اين است كه گاهى طبيعت واحده‌اى به نام نماز داراى خصوصيّتى است كه باعث ازدياد ثواب آن مىگردد و گاهى داراى خصوصيتى است كه نه موجب افزايش ثواب آن مىشود و نه سبب كاهش ثواب . و گاهى داراى خصوصيتى است كه سبب نقصان ثواب مىگردد ؛ چنين عبادتى را كه در مقايسه با فرد ديگر از همان طبيعت ثوابش كمتر است مكروه مىناميم . در جانب كثرت ثواب و استحباب هم مطلب همين است ، يعنى خصوصيات و مشخصات يك طبيعت ، گاهى موجب افزاش ثواب مىگردد و اين فردِ كثير الثواب را نسبت به ديگرى مستحب مىدانيم كه در واقع يك فرد از افراد واجب تخييرى است و خودش مستحب تعيينى يعنى افضل الافراد است . و لا يخفى : اين جمله جمع‌بندى مطالب مذكور در قسم اوّل و دوم از اقسام عبادات مكروهه است كه از حيث ارشادى و مولوى بودن حكم آنها بيان مىشود : در قسم اوّل ، سه راه حل ارائه شد . طبق راه حل اوّل و دوم ، نهى از فعل يا امر به ترك ، مولوى بود ، ولى امكان حمل بر ارشاديّت هم داشت كه در راه حل سوم بيان شده بود . در قسم دوم هم سه راه حل آن با قسم اول مشترك بود و راه حل چهارمى هم داشت كه نهى از فعل ، در آن صد در صد ارشادى بود و امكان مولويّت نداشت ؛ به بيانى كه قبلًا توضيح داديم . و أما القسم الثالث فيمكن أن يكون النهى فيه عن العبادة المتحدة مع ذاك العنوان أو الملازمة له

--> ( 1 ) . الفصول‌الغرويه ، ص 143 .