على محمدى خراسانى
76
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
حكم قسم دوم : قسم دوم عبادات مكروههاى است كه نهى در آنها مستقيماً به خود عبادت تعلّق مىگيرد و ذات عبادتْ منهى ، ولى داراى بدل مىباشد و مكلّف مىتواند آن فرد منهى را رها كرده و افراد ديگر را انجام دهد . مثل نماز در حمام كه كراهت دارد و بدلِ آن ، نماز در منزل يا در مسجد يا در مكانهاى شريف ديگر است . در اين قسم نيز براى حل مشكلِ اجتماع دو حكم ( وجوب و كراهت ) در شىء واحد ( نماز در حمام ) بهعنوان واحد ( عنوان صلاتى ) مرحوم آخوند چهار راه پيشنهاد مىكند : سه راه اوّل ، همان سه راه حل مذكور در قسم اول است و به همان بياناتى كه مشكلِ قسم اول را حل كرديم مشكل اين قسم نيز حل مىشود . راه اول : همانطور كه جانب فعل ( نماز در حمام ) داراى صد درجه مصلحت است و بهخاطر آن واجب شده است ، هكذا جانب ترك هم معنون به عنوان حَسَن و راجحى است كه از مصلحت جانب فعل ، بيشتر است . مثلًا نماز در حمام موجب استخفاف نماز است ولى ترك آن در حمام ، معنون بهعنوان تعظيم و احترام به نماز است و مَن يعظّم شعائر الله فإنّها من تقوى القلوب « 1 » تعظيم شعائر الهى بسيار مهمّ است و در مقام تزاحم ، جانب ترك قوىتر و اوْلى است و تنها نهى از فعل ، يا امر به ترك ، فعلى مىشود و امر به فعل از فعليّت مىافتد ؛ البتّه ترك الى بدلٍ هست . راه دوم : جانب ترك با يك عنوان حَسَن و راجح ملازمه دارد ، مثلًا انجام نماز در حمام با عدم حضور قلب همراه است ، ولى ترك آن و انجامش در خارج از حمام ، مستلزم توجّه به نماز و حضور قلب است كه اهميت زيادى دارد و باز به خاطر اين ملازمه ، جانب ترك اولى است . تا به حال نهى از فعل ، يا امر به ترك مولوى بود . راه سوم : نهى از فعل و امر به ترك را چه در صورت انطباق و چه ملازمه ، ارشادى بدانيم . . . . راه چهارم : اين راه كه در قسم اول مطرح نشد و در اينجا مطرح مىكنيم « 2 » اين است كه در سه جواب قبلى عنوان قبيحى بر فعل نماز در حمام منطبق نمىشد يا مستلزم نبود و فقط جانب ترك قوىتر بود . ولى اين جواب براساس اين است كه يك عنوان قبيح و منقصتدارى بر فعل منطبق است . توضيح : نماز كه طبيعتى از طبايع و عبادتى از عبادات است ، داراى يك حد وسطى از مصلحت - مثلًا صد درجه - است . ولى اين درجهء معين ، ثابت و لا يتغيّر نيست بلكه خصوصيات و مشخّصات مكانى در كم يا زياد شدنِ آن دخيل هستند و اين به رابطهء خصوصيات با روح نماز كه معراج مؤمن و مقرِّب انسان به سوى الله است ، بستگى دارد . پارهاى از امكنه با روح نماز چندان سنخيّتى ندارند و
--> ( 1 ) . سورهء حج ، آيهء 32 . ( 2 ) . زيرا در قسم اول ، عبادت بدل نداشت و فرد ديگرى نبود تا جاى اين راهحل باشد .