على محمدى خراسانى
491
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
( قال فى الفصول إنه ينقسم باعتبار آخر إلى ما يتعلق وجوبه بالمكلف و لا يتوقف حصوله على أمر غير مقدور له كالمعرفة و ليسم منجزا و إلى ما يتعلق وجوبه به و يتوقف حصوله على أمر غير مقدور له و ليسم معلقا كالحج فإن وجوبه يتعلق بالمكلف من أول زمن الاستطاعة أو خروج الرفقة و يتوقف فعله على مجىء وقته و هو غير مقدور له و الفرق بين هذا النوع و بين الواجب المشروط هو أن التوقف هناك للوجوب و هنا للفعل انتهى كلامه رفع مقامه ) . 2 . واجب منجّز ، و معلّق تقسيم دوّم از تقسيمات واجب ، تقسيمى است كه صاحب فصول اختراع كرده و در كتاب فصول « 1 » آن را به شرح زير مورد بررسى قرار داده است : واجب از جنبهء ديگرى به دو قسم تقسيم مىشود : 1 . واجب منجّز ؛ 2 . واجب معلّق . در واجب منجّز ، هم اصل وجوب و تكليف و امر به آن ، فعلى و حالى است و حالت انتظار ندارد و موقوف به امر استقبالى نيست و هم واجب و امتثال و عمل ، فعلى است كه اكنون بايد امتثال شود و متوقّف بر يك امر استقبالى كه مقدور مكلّف نباشد ، نيست . « 2 » مانند معرفتِ اصول دين و احكام كه به محض بلوغ و عقل و قدرت ، بدون معطّلى و فوت وقت ، بايد در صدد كسب معارف دين برآيد و معرفت تنها واجبى است كه غير از شرايط عامّهء تكليف ، به هيچ قيد و شرط ديگرى وابسته نيست و صددرصد فعلى و تنجيزى است . واجب معلّق واجبى است كه در آن ، اصل وجوب و امر به آن ، فعلى و حالى است و حالت انتظار ندارد ؛ ولى واجب و امتثال ، استقبالى است و متوقّف است بر چيزى كه در آينده حاصل خواهد شد و هماكنون موجود نيست . در ضمن ، « غير مقدور » هم هست ، يعنى در اختيار ما نيست و بايد به انتظار حصول آن امر بنشينيم تا پس از آن ، واجب را در ظرف خودش امتثال كنيم . مثلًا حج به مجرّد حصول استطاعت - بنابر رأى مشهور - و يا پس از حصول استطاعت و به وسيلهء حركت كاروانيان - بنابر رأى ديگر - واجب مىشود و امر به حجّ بر عهده مىآيد . ولى چنين نيست كه اگر كسى مثلًا ماه ذيقعده به مكّه رسيده است ، بتواند همان وقت حج را بجا آورد ، بلكه ظرف امتثال ، موسم حج ( دههء اوّل ذىالحجّه ) است و بايد تا آن موقع صبر كند . آمدن وقت هم در اختيار ما نيست ؛ پس واجب ، وابسته به امر استقبالى است . تفاوت واجب معلّقِ فصولى با واجب مشروط مشهورى در اين است كه در واجب مشروط ، اصل وجوب ، مشروط و استقبالى است و تا شرط نيايد اصلًا وجوبى نمىآيد ؛ ولى در واجب معلّق
--> ( 1 ) . الفصول الغروية ، ص 79 . ( 2 ) . البته اين قسمت كلام فصول قيد امر غير مقدور را دارد ؛ ولى در فرازهاى بعدىِ كلام او در فصول دامنهء بحث توسعه دارد ( ر . ك : الفصولالغرويّه ، ص 80 ) . فرازهايى را هم مرحوم مشكينى در حاشيه آورده است .