على محمدى خراسانى
485
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
دستهاى كه لازم التحصيل هستند ، مثل مقدّمات وجوديّه ( طهارت ، استقبال و . . . ) در نماز و دستهاى كه مفروض الحصول هستند و اگر اتّفاقاً اين مقدّمه موجود شد ، ذىالمقدّمه بايد امتثال شود ، و گرنه تحصيل و ايجاد آن بر مكلّف واجب نيست . باز هم تا استطاعت حاصل نشده ، وجوبى ندارد ؛ چون مفروض الحصول است و وقتى كه حاصل شد ، معنا ندارد دوباره واجب بشود ؛ چون طلب حاصل است . پس باز هم ثمرهاى ظاهر نشد و بر هر دو مسلك ، استطاعت واجب نيست . نعم على مختاره قدس سره لو كانت له مقدمات وجودية غير معلق عليها وجوبه لتعلق بها الطلب فى الحال على تقدير اتفاق وجود الشرط فى الاستقبال و ذلك لأن إيجاب ذى المقدمة على ذلك حالى و الواجب إنما هو استقبالى كما يأتى فى الواجب المعلق فإن الواجب المشروط على مختاره هو بعينه ما اصطلح عليه صاحب الفصول من المعلق فلا تغفل . مقدّمات وجوديّهء واجب مشروط مقدماتى هستند كه در وجود واجب مشروط دخالت دارند و در لسان دليل هم ذكر نشدهاند و ايجاب ، بر آنها معلّق نشده است ؛ مانند قطع مسافت و ساير مقدّماتِ حجّ - غير از استطاعت - كه ثمره در اينجا ظاهر مىشود : شخصى چهار ماه به موسم حج مانده ، يقين دارد كه سه ماه ديگر مستطيع خواهد شد . در اينجا بر مسلك مشهور ، چون هنوز خود استطاعت در خارج موجود نشده - ولو علم به آن آمده - وجوب حج هم فعلى نشده است ، پس تحصيل مقدّمات و آماده شدن براى حج از الآن لازم و واجب نيست . سه ماه ديگر كه مستطيع شد ، اگر ممكن بود ، بايد حركت كند و حج بجا آورد و اگر امكان نداشت ، امسال از او ساقط است و به ذمّهاش مستقر مىشود و سال آينده بايد بجا آورد . ولى برمسلك شيخ اعظم ، همان چهار ماه قبل از موسم حج ، اصل وجوب حج ، فعلى و عملى مىشود و واجب و امتثال ، استقبالى مىگردد . اگر الآن وجوب ذىالمقدّمه فعلى است ، پس انجام مقدّمات وجوديّه هم ، از هماكنون واجب است . كسى كه مىداند امسال مستطيع خواهد شد ، بايد از هماكنون اسباب سفر را آماده سازد . اين مقدّمات لازم التحصيل هستند نه مفروضالحصول « 1 » . « 2 »
--> ( 1 ) . نكته : فعلى بودن وجوب و استقبالى بودن واجب كه بدان اشاره شد ، مبسوطاً در تقسيم بعدى و واجب معلّق خواهد آمد ، زيرا واجب مشروط شيخ اعظم ، همان واجب معلّق صاحب فصول است ( ر . ك : الفصولالغرويّه ، ص 79 ) . با اين تفاوت كه فصول در خصوص شرط وقت ، طرفدار واجب معلّق شده و وجوب حج را فعلى داسنته ولى امتثال آن را استقبالى و در موسم حج دانسته است . در صورتى كه شيخ اعظم توسعه داده و نسبت به كلّيهء شرطها و قيدها طرفدار وجوب فعلى و واجب استقبالى شده است . ( 2 ) . مىتوان مثال ديگرى نيز آورد . مانند نماز كه آن هم ، نسبت به دخول وقت ، واجب مشروط است . مثلًا اگر كسى تا ساعت هشت صبح جُنب يا محدث باشد و بخواهد غسل كند يا وضو بگيرد ، بر مسلك مشهور ، مادامى كه وقت نماز داخل نشود ، نماز واجب نيست و وى حق ندارد به نيّت وجوب ، غسل يا وضو را بجا آورد ؛ ولى بر مسلك شيخ ، از هماكنون ، وجوب نماز هست و امر به آن ، فعلى است . پس مىتواند از حالا به نيّت وجوب و امر مقدّمه و براى رسيدن به نماز ، وضو يا غسل را بجا آورد .