على محمدى خراسانى
486
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
هذا فى غير المعرفة و التعلم من المقدمات . و أما المعرفة فلا يبعد القول بوجوبها حتى فى الواجب المشروط بالمعنى المختار قبل حصول شرطه لكنه لا بالملازمة بل من باب استقلال العقل بتنجز الأحكام على الأنام به مجرد قيام احتمالها إلا مع الفحص و اليأس عن الظفر بالدليل على التكليف فيستقل بعده بالبراءة و أن العقوبة على المخالفة بلا حجة و بيان و المؤاخذة عليها بلا برهان فافهم . آنچه تا به حال دربارهء مقدمات گفتيم ، دربارهء مقدماتى همچون استطاعت ، وقت ، قطع مسافت و . . . بود و سخنى از معرفت و تعلّم احكام نبود . امّا معرفت و تعلّم : كسى كه علم اجمالى كبير دارد و مىداند كه در اسلام احكامى وجود دارد و واجبات و محرّماتى هست ، از باب مقدّمه بر او واجب است كه دنبال تحصيل احكام و شناخت و فراگيرىِ آنها باشد . يا كسى كه ابتدا به ساكن احتمال مىدهد فلان امر ، واجب يا حرام است حق ندارد از اصل برائت استفاده كند . اصل برائت ، پس از فحص و يأس موجه است . پس وظيفهء او فحص و تحقيق دربارهء فلان امر است و براى اين كار بايد بكوشد . وقتى به نتيجهاى نرسيد ، يعنى پس از يأس و نوميدى جاى اصل برائت است . حال اين مقدّمه ، يعنى تعلّم احكام آيا واجب است يا نه ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : اين قسم از مقدّمه ، واجب است ، آن هم مطلقاً . يعنى چه نسبت به « واجباتى » كه مطلق و بدون قيد و شرط هستند و چه نسبت به واجباتى كه مشروط و مقيّد هستند و هنوز شرط آنها حاصل نشده است ، ولى فراگيرى و شناخت آنها لازم است . اصل لزوم معرفت ، اجماعى است و كسى منكر آن نيست . جاهل مقصّر هم كه در پى فراگيرى احكام نرفته و احكامش را نياموخته ، معاقَب است . مرحوم آخوند مىگويد : اين وجوب يك وجوب شرعى نيست ؛ وجوبى كه در مبحث مقدّمهء واجب مطرح است ، « 1 » اينجا مطرح نيست . « 2 » بنابراين وجوب معرفت و تعلّم ، به حكم عقل است و عقل هر عاقلى مستقل است به اينكه براى تأمين از عقاب و در امان ماندن از مؤاخذه و معذور بودن ، هر جا احتمال تكليف داد بايد به جستوجو و تحقيق و تعلّم بپردازد و ارشاد به نجات از عقاب است و اگر هم از شارع خطابى صادر شود ارشادى و تأكيدى خواهد بود ، نه مولوى .
--> ( 1 ) . كه از راه ملازمه ، وجوب شرعى غيرىِ مولوىِ مقدّمه را مىخواهيم ثابت كنيم . ( 2 ) . چراكه به قول مرحوم مشكينى : اين مقدّمه ، واجد ملاك وجوب غيرى ملازمى نيست ؛ زيرا ملاك وجوب غيرى ، توقّف وجودى است و مقدّمه براى اينكه واجد چنينى ملاكى باشد بايد از مقدّمات وجوديّه واجب باشد ؛ اما معرفت و تعلّم ، مقدّمه وجودى نيست ؛ زيرا بدون آن هم مىتوان ذىالمقدّمه را انجام داد . مثلًا مىتواند احتياط كند و جمع ميان ظهر و جمعه نمايد . يا مىتواند يكى از محتملات را انجام دهد و تصادفاً مطابق واقع درآيد و . . . پس وجوب شرعى ندارد .