على محمدى خراسانى
482
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
1 . از هماكنون بهصورت خطاب تعليقى بگويد : « إن جائك زيدٌ فاكرمه » ؛ 2 . صبر كند و پس از مجىء زيد جزماً بگويد : « أ كرم زيداً » . خطاب تعليقى يك طرف تخيير است و فايدهاش اين است كه در آينده و پس از حصول شرط ، همين خطاب ، كافى و داعى و باعث بر انجام مأمورٌ به است و نيازى به صدور فرمان جديد نيست . مولى مىتواند به همين خطاب بسنده كند ؛ پس صددرصد بىفايده نيست . ثانياً : گاهى شرايط بهگونهاى است كه اگر بخواهد صبر كند تا شرط حاصل شود ، بعداً امكان امر كردن ندارد و متمكّن از خطاب نيست و چارهاى ندارد جز اينكه : از حالا خطاب مشروطى صادر كند ، مثلًا مولى امروز به يك سفر ضرورى مىرود . ضمناً احتمال مىدهد كه فردا براى او ميهمان بيايد و او در خانهاش حضور نداشته باشد تا پذيرايى كند . لذا امروز كه دسترسى دارد ، به نوكرانش مىگويد : اگر فردا ميهمانان آمدند شما از آنها پذيرايى كنيد تا من برگردم . يا عبد به مسافرت مىرود و مولى به او دسترسى ندارد و از الآن به صورت تعليقى و مشروط اوامرى را براى مدتى كه او در مسافرت است صادر مىكند . در اينگونه موارد از خير امر كردن به كلّى نمىتواند صرفنظر كند . امر تنجيرى هم كه نمىتواند بكند ، چون دسترسى ندارد . پس راهى جز امر تعليقى و خطاب مشروط ندارد . در نتيجه گاهى خطاب تعليقى ، ضرورى و لازم هم مىشود . ثالثاً : چنين نيست كه هميشه شرط بعداً بيايد و هنگام خطاب نباشد ؛ بلكه گاهى نسبت به عدّهاى از مأمورين و مكلّفين ، هماكنون ( حين الخطاب ) ، شرط ، موجود است و آنان واجد شرط هستند . البتّه عدّهاى هم الآن فاقد شرط مىباشند و در آينده واجد خواهند شد . مثلًا الآن كه مولى مىفرمايد : و للّه على الناس حجّ البيت من استطاع اليه سبيلًا ، « 1 » عدّهاى فعلًا مستطيع هستند و عدّهاى بعداً واجد شرط مىشوند . حال چه بايد كرد ؟ آيا خطاب منجّز و مطلق رواست ؟ خير ؛ زيرا بدون استطاعت ، حجّ ، مطلوب مولى نيست . آيا اصلًا خطاب نكند ؟ خير ؛ زيرا نقض غرض و تفويت غرض مىشود . آيا دو يا چند خطاب صادر كند ؟ خير ؛ زيرا بناى شارع مقدّس بر اين نيست كه در هر زمانى و نسبت به هر كسى خطابى بفرستد . از طرفى همگان هم ، لايق ارتباط مستقيم با مبادى عاليهء وجود و هستى نيستند . پس راهى جز اين نمىماند كه به صورت خطاب مشروط حج را واجب كند . آنگاه كسانى كه هماكنون واجد استطاعت هستند ، همين خطاب نسبت به آنها داعى و باعث مىشود ( هر مشروطى با حصول شرطش مطلق مىشود ) كسانى كه بعداً مستطيع خواهند شد ، نسبت به آنها هم بعث تقديرى دارد و در ظرف خودش ، تحريك فعلى صورت خواهد پذيرفت . نتيجه : مرحوم آخوند جلو حاميان شيخ اعظم را كه از هر راهى وارد شدند تا قيد را به مادّه و
--> ( 1 ) . سورهء آلعمران ، آيهء 97 .