على محمدى خراسانى

214

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

پس اگر زمان را داخل در موضوع لهِ فعل بگيريم ، در ماضى و مستقبل اضافى مشكل داريم . امّا حق آن است كه زمان جزء معنا نيست و از خصوصيّت تحقّق و ترقّب در مىآيد كه هركدام فرد حقيقى و اضافى دارند ؛ منتها عند الاطلاق به حقيقى حمل مىشود . مثل ضرب زيدٌ ، يضربُ بكرٌ . و عند التقييد به « قبله » يا « بعده » و . . . كه در مثال‌هاى ماضى و مستقبل اضافى بود ، بر اضافى حمل مىشود كه آن هم از باب تعدّد داّل و مدلول است نه از باب مجازيّت . سؤال : چرا اين بيان را مؤيد قرار داد ؟ جواب : زيرا احتمال هم دارد مراد نحوى از ماضى و مستقبل ، مطلق ماضى و مستقبل - اعم از حقيقى و اضافى باشد - كه در آن صورت اشكال ما وارد نيست . فتأمّل جيّداً : برخى از محشّين كفايه فرموده‌اند : فتأمّل اشاره به آن است كه اين بيان چهارم حتى به درد مؤيّد بودن هم نمىخورد و بايد از آن گذشت . « 1 » ولى بعضى ديگر مثل مرحوم مشكينى فرموده‌اند : احتمال اين‌كه مراد نحوى ، مطلق ماضى و مستقبل باشد با نصّ يا ظاهر كلام او مخالف است و مرادش خصوص ماضى و مستقبل حقيقى است . همچنين به احتمال خلاف اعتنا نمىشود و اشكال وارد است ؛ پس بيان مذكور صلاحيّت دارد كه دليلى بر مطلب باشد ، نه مؤيّدى بر آن « 2 » . « 3 » ثم لا بأس به صرف عنان الكلام إلى بيان ما به يمتاز الحرف عما عداه بما يناسب المقام لأجل الاطراد فى الاستطراد فى تمام الأقسام . فاعلم أنه و إن اشتهر بين الأعلام أن الحرف ما دل على معنى فى غيره و قد بيناه فى الفوائد بما لا

--> ( 1 ) . عناية الاصول ، ج 1 ، ص 127 . ( 2 ) . كفايةالاصول المحشّى ، ج 1 ، ص 232 . ( 3 ) . افزون بر بيانات مذكور مىتوان مواّد نقض بسيارى را - از فعل‌هاى متصرّف و جامد - كه در كتاب‌هاى نحوى آمده است ذكر كرد . مانند : 1 . افعال مقاربه : كاد ، كرب ، اوشك و . . . كه ماضى هستند ولى در خبر آنها بايد مضارع بيايد . ديگر اين‌كه داّل بر ماضى نيستند يا لااقّل اختصاص به آن ندارند . 2 . افعال مدح و ذم : نعمَ ، بئس ، ساء و حبذّا كه ماضى هستند ولى براى انشاء مدح و ذمّ به كار مىروند ، نه براى دلالت بر زمان ماضى . 3 . افعال استثناء : حاشا ، عدا ، خلا ، و . . . كه فعل ماضى هستند ولى بر زمان گذشته دلالت ندارند و مىتوان گفت : غَداً تُكرم القوم ما خلا زيداً و . . . . 4 . افعال تعجّب : همچون ما افعله و افعل به كه براى انشاء تعجب به‌كار مىروند . 5 . برخى از افعال ناقصه : همچون ليس كه عندالكثير براى نفى مضمون جمله فى الحال به‌كار مىرود ، نه اخبار از گذشته . مثل : ليس زيدٌ بخيلًا . 6 . افعال انشائيه : همچون صيغ عقود و ايقاعات كه بر زمان ماضى دلالت ندارند ، بلكه قبلًا گذشت چه بسا انشاء و اخبار از معناى موضوع له افعال بيرون باشد و جزء دواعى و اغراض استعمالى و مربوط به كيفيت استعمال باشند . البتّه نحوييّن درباره موارد مذكور جواب‌هايى داده و توجيهاتى كرده‌اند . ولى داعى بر اين توجيه نيست . دليلى ندارد كه تمام اين‌ها خلاف اصل باشد و تخصيص كثير يا اكثر لازم بيايد . پس از اوّل ، اصل مبناى نحوى را قبول نداريم كه افعال براى دلالت بر زمان خاص وضع شده باشند .