على محمدى خراسانى

128

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

- مثل شيخ اعظم در تقريرات « 1 » كه چهار وجه اول تا چهارم را از زبان اصوليين آورده است و واقعاً بجاست كه وجه پنجم را هم كه خود آخوند افزوده است گفته شود - تماماً مبتلا به اشكال بوده و پذيرفتنى نيست . مجموع وجوهى كه در رابطه با تصوير قدر جامع بر مبناى اعمىها قابل ذكر مىباشد پنج وجه است كه يك به يك مطرح كرده و مناقشات هر وجهى را مىآوريم . وجه اول از وجوه تصوير قدر جامع بر مسلك اعمىها : اين وجه به محقق قمى در قوانين « 2 » منسوب است . وى مىگويد : چه مانعى دارد ما بگوئيم : الفاظ عبادات براى جمله‌اى از اجزاء آن وضع شده است . ما حتى در بعض عبادات آن تعداد را با اسم و رسم و نام و نشان مشخص مىسازيم . مثلًا دربارهء نماز مىگوييم آن مجموعه اركان نماز است و كلمهء صلوة اسم اركان است و براى اركان وضع شده است ، و صدق‌الاسم داير مدار اركان است . هر جا اركان بود صلوة صادق است و هر جا اركان نبود صلوة صادق نيست . البته در مقام امتثال نمىتوان به اركان تنها بسنده كرد ؛ بلكه ساير اجزاء و شرايط را هم بايد اتيان نمود . ولى فعلًا سخن از مقام امتثال نيست ، سخن در صدق الاسم است و در اين جهت ساير اجزاء و شرايط وجوداً و عدماً نقشى ندارند . و صدق الاسم نفياً و اثباتاً دايرمدارِ بود و نبود اركان است . نفس اين بحث ثمره دارد كه خواهد آمد ؛ حال چنين تصويرى ايرادش چيست ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : اين تصوير از قدر جامع دو ايراد عمده دارد : 1 . نه انعكاس دارد و نه اطراد ، نه جامع افراد است كه هر جا اركان بود صدق الاسم باشد ، نه مانع اغيار است كه هر جا اركان نبود صدق الاسم نباشد . بلكه به قول خود اعمىها خيلى جاها با اين‌كه ركنى از اركان هم اتيان نشده باز اسم صلاتى صادق است . براى مثال - بنا بر اين‌كه قيام متصل به ركوع هم ركن باشد ، و اركان نماز پنج امر باشد - اگر نمازگزارى تمام اجزاء و شرايط ركنى و غير ركنى را مراعات كرد و فقط قيام متصل به ركوع را نياورد و بدان اخلال رساند بىشك بر مبناى شما بر اين عمل ، صلوة گفته مىشود ؛ در حالى كه فاقد بعض اركان است . يا مثلًا - بنا بر اين‌كه مجموع سجدتين ركن باشند - اگر مكلفى يك سجده را سهواً انجام نداد ركنى كم شده و نماز باطل است ؛ اگرچه همهء اجزاء و شرايط ديگر را آورده باشد باز نبايد اسم صلاتى صدق كند ؛ در حالى كه خود شما آن را صلوة مىدانيد و لو شرعاً فاسد و باطل است - اگر عمداً كم شود - ولى ماهيت ديگرى نيست ، ماهيت صلوة است . حال اگر اركان ، موضوع و مسمى بود مىبايست با اخلال به آن صدق الاسم مختل شود ؛ و ليس فليس . پس صدق الاسم داير مدار اركان نيست . متقابلًا خيلى جاها با اين‌كه اركان هست و به آنها

--> ( 1 ) . مطارح الانظار ، ص 8 - 7 . ( 2 ) . قوانين الاصول ، ص 44 .