على محمدى خراسانى

35

شرح كفاية الأصول (فارسى)

مىشود ، همگان دست از كار كشيده و به منازل خويش برمىگردند و با اين كارشان ثابت مىكنند كه منزل باقى است ؛ يعنى بناى عملى بر بقاء آن دارند و اين سيره‌اى است كه هر روز و هر لحظه با آن سروكار داريم و مأنوس هستيم و عملا در زندگى انسانها مىبينيم ، و بلكه گفته‌اند كه اين سيره مخصوص انسانها نيست و ساير حيوانات و جانداران ذى شعور نيز هستند ؛ يعنى بناگذارى بر حالت سابقه دارند . لذا صبح كه مىشود از لانه به پرواز در مىآيند و به مناطق مورد عادت رفته و به شكار و جمع غذا مىپردازند . يا از طويله كه آزاد مىشوند ، به چراگاه مىروند و شب‌هنگام به لانه و خوابگاه خويش برمىگردند . پس اين بناگذارى عملى برطبق حالت سابقه از آن سيره‌هايى است كه كليّهء جانداران را دربر مىگيرد و اين مقدار دايرهء شمولش گسترده است و تنها ويژهء انسان نيست . مقدّمه دوّم : اين سيرهء عقلائيّه از قديم الايّام بوده و در منظر و مسمع شارع مقدّس هم بوده و چيزى نبوده كه عامّ البلوى و مهمّ نباشد و شارع از آن غافل شود يا خود را به تغافل بزند و دربارهء آن چيزى نگويد و مانعى هم از ردع و ابطال آن از سوى شارع مقدّس ، وجود نداشته است . با اين اوصاف اگر چنين سيره‌اى مورد رضايت شارع نبود ، حتما آن را ردع و ابطال مىنمود و پيروانش را از عمل به آن نهى و منع مىفرمود . درحالىكه در هيچ جاى كتاب و سنّت حتى به صورت خبر واحد به ما نرسيده كه اى مسلمانان در احكام شريعت از اين سيره متابعت نكنيد . از اين عدم ردع با آن عامّ البلوى بودن و . . . به اين نتيجه مىرسيم كه اين سيره مورد قبول شارع است و البتّه خود شارع مقدّس چنين سيره‌اى ندارد و عامل بدان نيست ؛ چون براى او شك در بقاء پيش نمىآيد ، بلكه همواره متيقّن و داراى علم است و نيازى به استصحاب ندارد ؛ ولى انسانها و عقلاء بدان عمل مىكنند و در امور دين و دنيا هم بدان پايبند هستند و اگر باطل بود ، حتما بيان مىكرد . از عدم بيان و ردع ، يقين به امضاء و رضايت و مورد قبول بودن اين سيره نزد شارع مقدس پيدا مىكنيم . و چنين سيره اى حجّت خواهد بود . قوله : و فيه اوّلا : مرحوم آخوند به اين دليل دو اشكال اساسى دارند و در واقع به هر دو مقدّمهء اين دليل اعتراض دارند :