على محمدى خراسانى
415
شرح كفاية الأصول (فارسى)
فصل هشتم اشتراط حيات در مجتهد آخرين فصل اجتهاد و تقليد كه در كفايه مطرح شده راجع به اين است كه آيا در مفتى و مرجع تقليد در قيد حيات بودن شرط است يا خير ؟ آيا در تقليد حتما بايد از مجتهد زنده باشد يا از مجتهد ميت نيز تقليد جايز است ؟ مشهور و معروف در ميان فقهاى اماميه آن است كه تقليد مطلقا بايد از مجتهد زنده باشد و از ميت تقليد كردن جايز نيست ( چه ابتدايى و چه استمرارى ، تقليد ابتدايى آن است كه انسان تازه به حد تكليف رسيده و مىخواهد مقلد باشد با تازهمسلمانشده يا تازه مقلد شده و واقعا مىخواهد اعمالش را طبق دستور مرجعى انجام دهد . و تقليد استمرارى آن است كه مدتى برطبق فتواى مجتهدى عمل مىكرد و اين مجتهد از دنيا رفت و مقلد مىخواهد باقى بر تقليد از ميت باشد . ) در قبال مشهور اماميه عقيدهء جمهور عامه و اهل سنت « 1 » آن است كه حيات شرط نيست و تقليد از ميت هم جايز است و خود عامه كه چهار فرقه مىباشند . هر گروه از رئيس همان فرقه تقليد مىكنند و به فتواى او عمل مىكنند . و مختار اخبارى جماعت نيز همين است ( البته آنها از مسئله تقليد و اجتهاد و افتاء برداشت ديگرى دارند كه شيخ اعظم در مطارح الانظار « 2 » آورده و فعلا در صدد بيانش نيستيم . )
--> ( 1 ) - شرح بدخشى ، ج 3 ، ص 278 ؛ و فواتح الرحموت ، ج 2 ، ص 407 . ( 2 ) - مطارح الانظار ، ص 280 .