على محمدى خراسانى

402

شرح كفاية الأصول (فارسى)

ترتيب عبارتند از : 1 - اخبارى كه بر وجوب پيروى از علماء دلالت دارند و براى نمونه به توقيع شريف اشاره مىكنيم كه مىفرمايد : و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانّهم حجّتى عليكم و انا حجّة اللّه « 1 » و مراجعه به علماء و پيروى از آنان همان تقليد از آنان است كه مستقيما و به دلالت مطابقى از اين روايت مستفاد است . 2 - اخبارى كه بر لزوم تقليد از فقهاء جامع شروط دلالت دارند و آن يك خبر است كه از امام حسن عسكرى ( ع ) نقل شده و در فرازى مىفرمايد : و امّا من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه ، مخالفا على هواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلّدوه « 2 » و شيخ اعظم در رسائل تمام حديث را كه مبسوط است ، آورده و در پايان چنين فرموده : دلّ هذا الخبر الشريف اللائح منه آثار الصدق على جواز قبول . . . « 3 » يعنى آثار صدق و صدور اين كلام از معصوم در حديث هويداست . 3 - اخبارى كه منطوقا از قول به غير علم و فتواى بدون تحقيق منع فرموده است و مفهومش آن است كه فتواى از روى علم و تحقيق مانعى ندارد و واجدين شرايط حق دارند فتوادهنده و اظهار نظر نمايند « 4 » ( و اگر بر آنها فتوا دادن جايز است پس بر ديگران هم اخذ به اين فتاوا جايز و رواست و گرنه اظهار فتوا لغو است . ) 4 - اخبارى كه مستقيما بر اظهار علاقه و محبّت امام نسبت به مفتيان اصحابش دلالت دارند و مفادشان اين است كه من دوست داريم در ميان اصحابم كسانى مانند ابان بن تغلب و ديگران باشند كه براى مردمان فتوا دهد و حلال و حرام را بيان كنند « 5 » ( اگر بر عدّه‌اى اظهار فتوا جايز است ، پس بر ديگران هم قبول فتوا جايز است . ) از اين روايات نيز به وضع

--> ( 1 ) - ( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 94 ، باب 10 ، حديث 20 . ( 3 ) - فرائد الاصول ، ص 86 . ( 4 ) - وسائل الشيعة ، ج 81 ، ص 10 - 9 ، حديث 1 و 2 و 3 و 31 و 32 و 33 و . . . ( 5 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 108 ، حديث 36 و . . .