على محمدى خراسانى
378
شرح كفاية الأصول (فارسى)
فصل سوم شرايط و مقدّمات اجتهاد در اين فصل راجع به علوم پايه ، علومى كه پايه و اساس اجتهاد مىباشند و بدون آگهى از آن علوم اجتهاد ممكن نيست ، بحث مىكنند . بزرگان دانشهاى فراوانى را به عنوان شرايط و مقدّمات اجتهاد ذكر كردهاند ، از قبيل علم كلام ، علم منطق ، حديث ، رجال ، قسمتى از رياضيات ، قسمتى از نجوم و . . . ولى مهمتر از همه سه علم است كه ارتباط تنگاتنگ با اجتهاد و استنباط احكام شرعيّه دارند و مرحوم آخوند به ذكر اينها بسنده مىكند . 1 - علوم عربيّت يا ادبيّات عرب : اين بخش مشتمل بر شش علم است كه عبارتند از : لغت ، صرف ، نحو ، معانى ، بيان و بديع ولى سه علم اخير كه به عنوان علوم بلاغت معروف مىباشند ، منظور نظر ما نيستند و ارتباط چندانى با اجتهاد ندارند . اگرچه احيانا برخى از مسائل علم معانى ( مثل مباحث قصر حقيقى و اضافى و . . . ) يا دانش بيان مثل حقيقت و مجاز و كنايه ) ارتباط به اجتهاد دارد ، ولى اين مسائل هم در حدّ لازم و كافى در مقدّمهء علم اصول فقه مطرح مىشود . عمده نياز اجتهاد به سه علم ديگر عربيّت ( صرف و نحو و لغت ) است و سبب نيازمندى آن است كه منابع اجتهاد و استنباط احكام شرعيّه ، كتاب خدا و سنّت معصومين ( ع ) است كه اينها هم به زبان عربى هستند و مجتهد بايد عارف به لغت عرب باشد تا معانى واژههاى كتاب و سنّت را بشناسد و نيز آگاه به صرف باشد تا واژهها را ريشهيابى كند و . . . امّا مقدار حاجت را با فى الجملة بيان مىكنند ؛ يعنى لزومى ندارد كه مجتهد از تمام