على محمدى خراسانى

274

شرح كفاية الأصول (فارسى)

3 - رواياتى كه مىگويد از متعارضان آن را كه مطابق احتياط است اخذ كن و آن ديگرى را طرح كن . « 1 » 4 - رواياتى كه مىگويد راجح را بايد اخذ كرد و مرجوح را كنار گذاشت و جاى تخيير نيست و يك سلسله مرجحاتى را مطرح مىكنند از قبيل : موافق عامّه را رها كن و مخالف آنها را اخذ كن ، موافق كتاب و سنّت را بگير و مخالف را طرح كن ، آنكه راوىاش عادل‌تر ، راستگوتر ، فقيه‌تر ، پرهيزگارتر ، موثّق‌تر است ، اخذ كن و مقابلش را دور بريز آنكه شهرت روايى دارد اخذ كن و شاذ و نادر را رها كن و . . . « 2 » خود اين دسته چهارم از نظر تعداد مرجّحات اختلاف دارند ، فى المثل در بعض روايات تنها يكى از مرجحات را آورده و رفته سراغ تخيير و در مثل مقبولهء عمر بن حنظله و مرفوعة زراره كه عمده روايات باب است در مقبوله موافقت كتاب و سنت را آورده ولى موافق احتياط بودن را نياورده و در مرفوعه به عكس آمده . از لحاظ ترتيب نيز اختلاف دارند ؛ مثلا در مقبوله ترجيح به صفات را بر ترجيح به شهرت مقدم داشته و در مرفوعه بالعكس . همين اختلاف اخبار سبب شده تا اقوال فقهاء مختلف شود . به اين نحو كه عده‌اى به اطلاقات اخبار تخيير اخذ كرده و از خير اخبار ترجيح گذشته‌اند كه خود مرحوم آخوند از اين كسان است و فعلا نظر خود را بيان نكرده‌اند . جمع زيادى كه مشهور باشند : اخبار ترجيح را گرفته‌اند و تا زمانى كه احدهما رجحان داشته باشد ، معينا بايد راجح را اخذ كرده و مرجوح را طرح كنيم و با اين اخبار ترجيح ، اطلاقات اخبار تخيير را تقييد كرده‌اند و خود طرفداران لزوم ترجيح سه گروه مىباشند : 1 - عده‌اى كه اخبارىها باشند فقط به مرجّحات منصوصه اكتفا كرده‌اند و گفته‌اند تنها به مرجحاتى كه در لسان نصوص آمده مىتوان ترجيح داد و حق نداريم به ساير مرجحات تعدى كنيم . « 3 » و اگر مرجّح منصوص نبود جاى تخيير است . 2 - شيخ اعظم و پيروان او مناط را قوىتر بودن و نزديكتر بودن يك روايت به واقع و حق

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 112 - 111 ، حديث 1 . ( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 75 تا 89 . ( 3 ) - الحدائق الناضرة ، ج 1 ، ص 90 .