على محمدى خراسانى

134

شرح كفاية الأصول (فارسى)

مشكوك الحدوث است و فى الواقع اركان استصحاب تمام نيست ؛ « 1 » ولى پاسخ ما همان است كه قبلا داديم كه ملاك عرف است و عرفا اركان استصحاب مختل نيست و شك ما در بقاء جريان آب است كه امر واحد ممتدّى است و استصحاب بقاء جارى مىشود . و اگر از ناحيهء شك در مقتضى بودن اشكال شود ، خواهيم گفت كه قبلا اين تفصيل از زبان شيخ اعظم مطرح شد و ما جواب داديم كه فرقى ميان شك در مقتضى و شك در رافع نيست . قوله : ثم انّه : همان‌طور كه استصحاب در امور قارّه چهار قسم پيدا كرد ( 1 - استصحاب شخص . 2 - استصحاب كلّى قسم اول . 3 - كلّى قسم ثانى . 4 - كلّى قسم ثالث . ) و به تفصيل در تنبيه سوّم ذكر شد ، هكذا استصحاب در امور تدريجى هم چهار قسم دارد و براى مثال در قرائت قرآن كه يكى از امور تدريجى است اين اقسام را پياده مىكنيم : گاهى شخص قرائت سورهء معيّنى را ( مثلا سورهء يس ) شروع كرده و پس از مدّتى شك در بقاء قرائت همين سورهء خاص داريم از استصحاب بقاء قرائت همين سوره استفاده مىكنيم ( اين استصحاب شخص است . ) گاهى به دنبال شروع در قرائت فلان سوره ، كلّى و قدر جامع قرائت سوره يا قرآن در ضمن آن محقّق شد و پس از مدّتى شك در بقاء كلّى پيدا مىكنيم و منشأش شك در بقاء آن فرد خاص است ، باز استصحاب بقاء كلّى قرائت قرآن جارى مىشود ( استصحاب كلّى قسم اوّل ) و گاهى كلّى قرائت قرآن محقّق شد ؛ ولى منشأ شك ما در بقاء كلّى ، تردد فرد است ؛ يعنى نمىدانيم كه قرائت در ضمن سورهء طولانى مثل بقره محقق شد تا هم‌اكنون حتما باقى باشد يا در ضمن سورهء كوتاه مثل كوثر محقّق شد تا الآن قطعا مرتفع شده باشد ؟ استصحاب خصوص فرد قصير يا طويل جارى نمىشود ؛ چون اركانش ناتمام است ، ولى قدر جامع را كه قرائت قرآن باشد استصحاب مىكنيم و اثر بار مىشود . ( استصحاب كلّى

--> ( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 375 .