على محمدى خراسانى
112
شرح كفاية الأصول (فارسى)
نكرد كه وضو بسازد يا آيا وضو ساخته يا نه ؟ يا قبلا حدثى پيدا شده ؟ اين غفلت كماكان ادامه داشت تا ظهر شد و نماز ظهر را هم با همان حال بجا آورد و تازه متوجّه شد كه هشت صبح محدث شده و شك كرد كه پس از حدث آيا وضو ساخته يا خير ؟ در اينجا نسبت به نمازهاى بعدى اركان استصحاب تامّ است ؛ زيرا يقين سابق دارد و شك لا حق در بقاء دارد و جاى استصحاب حدث است و نتيجهاش لزوم وضو گرفتن و تحصيل طهارت براى نماز بعد است ؛ ولى نسبت به نمازى كه خوانده ، از آنجا كه قبل از آن شكى پيدا نشد و حال غفلت حاكم بود ، استصحاب حدثى هم پيدا نشد و حالا پس از نماز شك مىكند ، قانون فراغ ( شك بعد از فراغ از عمل قابل اعتنا نيست . ) مىگويد كه به اين شك اعتنا نكن و نمازى كه خواندى محكوم به صحّت است . قوله : لا يقال : قبل از بيان فرع دوّم ، از آنجا كه اين اشكال و جواب مربوط به فرع اوّل است ، همينجا ذكر مىكنيم معترض مىگويد : ما هم قبول داريم كه قبل از نماز شكّى پيدا نشد و سراسر غفلت بود ؛ ولى پس از نماز كه ملتفت شده و شك در بقايش فعلى شده استصحاب قابل جريان است و مفادش آن است كه اين انسان از همان ساعت هشت صبح محدث بوده و در حال نماز هم محدث بوده . پس بدون طهارت نماز خوانده و على القاعده بايد نمازش باطل باشد . چرا حكم به صحّت كرديد ؟ قوله : فانّه يقال : مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد كه آرى ، على القاعده مطلب همان است كه معترض گفت و استصحاب حال نماز مىگويد نماز باطل است ؛ ولى از آنجا كه پس از فراغ از عمل شك پيدا شده ، مجراى قاعدهء ديگرى به نام قاعدهء فراغ از عمل است و اين قاعده حكم به صحّت مىكند و در آخر باب استصحاب خواهد آمد كه قاعدهء فراغ در نبرد با استصحاب مقدّم است يا از باب تخصيص كه مبناى آخوند است و يا از باب حكومت كه مسلك شيخ اعظم ( ره ) است . قوله : بخلاف من التفت : فرع دوّم : شخصى ساعت هشت صبح محدث شده سپس ساعت ده صبح شك در بقاء حدث پيدا كرد ( كه يقين و شك هر دو پيش از نماز فعلى