على محمدى خراسانى

72

شرح كفاية الأصول (فارسى)

دليلى ظنى هم برفرض وجودش فايده‌اى ندارد ؛ زيرا مصادره به مطلوب است و هنوز اصل حجيّت ظن ثابت نشده و اوّل كلام است و چگونه با آن حجيت سيره عقلاء را اثبات كنيم ؟ قوله : و لكن : مشهور براى اثبات امكان تعبد از اين راه آمده‌اند كه شيخ در رسائل نقل كرده : « و استدلّ المشهور على الامكان بانّا نقطع بانه لا يلزم من التعبد به ( اى بالظن ) محال » سپس جناب شيخ اشكال كرده « و فى هذا التقرير نظر اذا القطع بعدم لزوم المحال فى الواقع موقوف على إحاطة العقل بجميع الجهات المحسنة و المقبحة و علمه بانتفائها و هو غير حاصل فيها نحن فيه . » سپس خود شيخ اعظم اين‌گونه استدلال كرد « فالاولى ان يقرّر هكذا انّا لا نجد فى عقولنا بعد التأمل ما يوجب الاستحالة و هذا طريق يسلكه العقلاء فى الحكم بالامكان » . « 1 » ولى مرحوم آخوند به‌گونه ديگرى براى امكان تعبد ، استدلال مىكنند : « ادلّ دليل على امكان شىء وقوعه الخارجى » يعنى همين‌كه مشاهده مىكنيم كه در خارج محقق شده و جامه هستى بتن كرده ، بهترين دليل بر امكان آن است ؛ زيرا اگر ممكن نبود ، كه به اين مرحله راه نمىيافت . در آينده ثابت خواهيم كرد كه تعبد به بعض از امارات ظنيه واقع شده ( خبر ثقه ، ظواهر ، . . . ) و اين كاشف از عدم ترتب محال و باطل بر چنين تعبدى است و نيازى به استناد به اصالة الامكان و غيره نداريم . قوله : فلا حاجة : اشكال سوم به مرحوم شيخ اين است كه اگر وقوع خارجى ثابت شد ، ديگر نيازى به اثبات امكان نداريم و بحث از آن بيهوده است و بالاتر از آن را ثابت كرده‌ايم و اگر وقوع ثابت نشد بحث از امكان و اثبات آن فايده‌اى ندارد ( زيرا در علم اصول صرف اثبات امكان منتج نيست و بايد وقوع ثابت شود تا فقيه بتواند از آنها در استنباط احكام استفاده كند . ) پس سخن شيخ اعظم كه از راه بناء عقلاء بر اصالة الامكان پيش آمدند ، ناتمام است . قوله : و الامكان : شيخ الرئيس ( ابو على سينا ) در كتاب اشارات قاعده‌اى دارد كه به نام

--> ( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 24 .