على محمدى خراسانى
63
شرح كفاية الأصول (فارسى)
عبادات ، امرى است كه در اذهان عامه مردم مرتكز است و مولى مىتواند بدان اعتماد كند و نياورد ، ولى برخى چيزها از قبيل قصد وجه و قصد تميز امورى هستند فنى و تخصصى كه تنها خواص بدان توجه دارند و غالبا مورد توجه عوام نيست و چنين امرى اگر مراعاتش لازم بود ، بر شارع بود كه بيان كند تا اخلال به غرض نكرده باشد و از آن رهگذر كه بيانى در اين باره نرسيده ، ما مطمئن مىشويم كه چنين چيزى معتبر نيست . و اما درباره مسئله بازيگرى و عبثكارى بودن تكرار عمل و احتياط بايد گفت كه : اولا چنين نيست كه هميشه احتياط و تكرار كردن به انگيزه استهزاء و عبثكارى به امر مولى باشد ، بلكه گاهى غرض عقلايى در كار است و به اين انگيزه احتياط مىكند . فى المثل اگر بخواهد علم تفصيلى پيدا كند و امتثال تفصيلى نمايد ، لازمهاش آن است كه مشقت فراوانى را متحمل شود و كيلومترها راه برود تا از صد نفر بپرسد و به تواتر قبله را بدست آورد تا بدان سوى نماز بخواند يا از خراسان تا مدينه سفر كند تا از امام عليه السّلام بپرسد و علم تفصيلى به حكم پيدا كند كه اين كارى دشوار است . براى گريز از اين مشقت دست به احتياط و تكرار عمل مىزند . يا مثلا تحصيل علم تفصيلى مستلزم تحمل مخارج سنگين مالى است و براى رهايى از آن با احتياط وارد مىشود . . . در اينگونه موارد كه ضرر جانى يا مالى يا آبرويى و . . . متوجه او مىشود و رسيدن به علم تفصيلى اين ضررها را دارد عقل هر عاقلى مىگويد كه تحصيل علم لازم نيست و امتثال اجمالى كافى است . ثانيا اگر بخواهد دهها نماز بخواند تا يقين كند كه واجب واقعى را خوانده ممكن است كارى بيهوده و عبث باشد ، چنان كه در مثال معترض ذكر شد ؛ ولى احتياطا يك ظهر و يك جمعه خواندن كه لعب به امر مولى نيست ) ثالثا در همان فرض تكرار زياد هم باز نسبت به اصل امر مولى لاعب و عابث و لاهى و لاغى و مستهزى نيست ؛ و گرنه در فرض علم تفصيلى هم مسخره كردن امر مولى حرام است . و اختصاصى به علم اجمالى ندارد و نيز نسبت به اصل اطاعت و امتثال امر هم بازيگر نيست ؛ چون هدفى جز امتثال امر واقعى ندارد . آرى نسبت به كيفيت امتثال و اينكه چگونه امر مولى را امتثال كند ؟ فردى راه علم تفصيلى را برمىگزيند و ديگرى راه علم