على محمدى خراسانى

19

شرح كفاية الأصول (فارسى)

جانب نهى را مقدم بداريم و بجاى آن بدلش را بياوريم . ولى در بخش اول مشكل مذكور ، در جواب دوم ، هست و بايد هر دو دسته به آن جواب بدهيم . قوله : فلا يبقى : نتيجهء هر سه نكته در جواب اجمالى اينست كه هرگز موارد مذكور دليل بر مدعاى خصم نمىشود و نمىتواند از راه وقوع اين موارد در شريعت ، جواز اجتماع ايجاب و تحريم را نتيجه بگيرد . بلكه خود او هم در اين موارد مبتلا به اشكال مىباشد و بايد از عهده آيد . قوله : و اما تفصيلا : و اما جواب تفصيلى مثالهاى مذكور : بزرگان از اين موارد به وجوه مختلف جواب داده و اين‌ها را حل كرده‌اند . ( تقريرات شيخ اعظم : صاحب فصول ؛ ميرزاى قمى و . . . كه قبلا اشاره شد . ) ما اگر در اين مقوله وارد شويم و تمام آن جوابها را طرح و بررسى كنيم ، سخن به درازا مىكشد و مثنوى هفتاد من كاغذ مىشود . و اين با مبناى ما در اين كتاب ( مراعات اختصار ، كم گفتن و گزيده گفتن ) سازگار نيست . ازاين‌روى ما خود در جواب آن مثالها تحقيق ويژه‌اى داريم و در اين مقام بدان اكتفا مىكنيم و آن را براى قطع ريشهء اشكال كافى مىدانيم . فنقول : مثالهاى مذكور چند بخش بود : قسمى از آنها از نوع اجتماع وجوب و اباحه ، وجوب و استحباب ، استحباب و اباحه ، استحباب و استحباب و . . . بود كه بعدا آنها را جواب خواهيم داد . ولى قسمى از آنها از نوع اجتماع وجوب و كراهت يا استحباب و كراهت بود كه فعلا اين‌ها را مطرح كرده و حل مىكنيم . بطور كلى عبادت يا واجب است مثل نماز و روزه و حج واجب ؛ يا مستحب است مثل نماز و روزه و حج مندوب ، و يا حرام است مثل نماز در ايام عادت ، در مكان غصبى و . . . و يا مكروه است كه فعلا مورد بحث ما است : عبادات مكروهه به سه قسم تقسيم مىشوند : 1 - عباداتى كه مستقيما متعلق نهى واقع شده‌اند و نهى كراهتى ظاهرا و باطنا به ذات عبادت و به همين عنوان عبادى ( كه مأمور به نيز مىباشد ) بار شده و ضمنا از عباداتى است كه بدل هم ندارد . مثل روزهء روز عاشورا كه قبلا توضيح داديم ، و مثل روزه روز عرفه