على محمدى خراسانى

97

شرح كفاية الأصول (فارسى)

نماز مقدّمه فعل ازاله است و مقدّمهء واجب واجب است پس ترك نماز امر دارد و امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ است پس فعل صلاة منهى است و اين نهى يك نهى تبعى و غيرى است و از امر به شىء استفاده مىشود و با اينكه نهى غيرى است ولى آقايان فرموده‌اند كه همين نهى دالّ بر فساد است . پس فرقى ميان نهى نفسى و غيرى نيست ( سؤال : چرا مطلب مذكور را به صورت مؤيّد آورد نه دليل ؟ جواب : براى اينكه در ميان اقوال در مسئله ضدّ قولى هم هست كه امر به شىء عين نهى از ضدّ است كه اين قول مقتضى است كه نهى مذكور نهى نفسى باشد نه غيرى تا شاهد مطلب ما باشد ) 5 - نهى يا اصلى و مورد خطاب مستقيم مولى است مثل لا تصلّ فى الدّار المغصوبة و يا تبعى است . بدين معنى كه از امر به شىء فهميده مىشود ، مثل نهى از نماز كه از امر به ازاله فهميده مىشود . حال به عقيدهء آخوند هر دو قسم در بحث داخلند . منتهى نهى اصلى در عنوان مسئله داخل است و نهى تبعى چون از مقولهء لفظ نيست و يك امر معنوى است و به دلالت اشاره از كلام فهميده مىشود ، مستقيما در عنوان مسئله داخل نيست . ( البتّه بنا بر اينكه مسئله از مباحث الفاظ باشد ) ولى مناط بحث در نهى تبعى هم وجود دارد و آن حرمت و مبغوضيّت و منافات با صحت و مطلوبيّت و مقربيّت است . ( علاوه بر پنج تقسيم مذكور تقسيمات ديگرى هم وجود دارد كه مرحوم مشكينى در حاشيه متعرّض شده‌اند ، از قبيل : نهى عينى يا كفائى ، نهى تخييرى و يا تعيينى ، نهى حقيقى يا مجازى . . . ) امر چهارم قوله الرابع : امر چهارم : متعلّق نهى يا عبادتى از عبادات است ، [ و يا غير عبادت است ] مثل نماز در مكان غصبى ، نماز در ايّام حيض ، روزهء روز عيد فطر و عيد قربان و . . . و يا غير عبادت است يعنى مطلق امور توصّلى كه از آن به معاملات بالمعنى الاعمّ تعبير مىشود . در اين مقدّمه راجع به عبادت بحث مىكنيم و در مقدّمهء بعدى دربارهء معامله گفتگو خواهيم كرد . اما عبادات : منظور از عبادتى كه متعلّق نهى واقع مىشود ، چيست ؟ تفسيرهاى مختلفى را از عبادت مطرح مىكنند و در ضمن رفع يك اشكال مىنمايند كه در واقع هدف اصلى بيان همين امر است