على محمدى خراسانى
76
شرح كفاية الأصول (فارسى)
مناسبت دارد ، لذا در اينجا ذكر شده ( در اوائل مبحث اجزاء نيز اين نكته بيان شد . ) ولى امثال مرحوم مظفّر در اصول كه بخش علىحدهاى براى ملازمات عقليّه آوردهاند ، اين مسئله را در بخش ملازمات و قسمت غير مستقلّات عقليّه آوردهاند « 1 » . امر دوّم : از امورى كه پيش از ورود به مباحث اصلى مقدّمهء واجب ، ترسيم مىكنند ، دربارهء تقسيمات گوناگون مقدّمه است : براى مقدّمه چهار تقسيم ذكر كردهاند . الف ) مقدمه داخلى و خارجى مقدّمات داخليّه عبارتند از اجزاء واجب و مأمور به . و امورى كه در اصل ماهيّت و حقيقت اخذ شده و دخيل هستند و قوام واجب به آنها است و هركدام نباشد آن مركّب منتفى و نيست مىباشد . مانند ركوع و سجود و . . . نسبت به نماز ، طواف و سعى و . . . نسبت به حجّ . مقدمات خارجيّه عبارتند از امورى كه از حقيقت مأمور به خارج و از دايرهء ذات و ذاتيّات طبيعت بيرون هستند ؛ ولى واجب و مأمور به ، به نحوى برآن امور متوقّف است و آنها يا در اصل وجود و تحقّق مأمور به دخالت دارند و شرط وجود هستند ، و يا شرط وجوب و تكليف هستند و يا شرط واجب و مكلّف به و شرط صحّت هستند و . . . كه مبسوطا خواهد آمد . قوله : و يشكل . در رابطه با مقدّمات خارجيّه يا شروط واجب دو مطلب مسلّم است . 1 - اطلاق مقدّمه بر آنها جاى ترديد نيست ، زيرا هم پيش از واجب هستند و تقدّم دارند ، و هم غير از ذى المقدّمه هستند و اثنينيّت و دوئيّت در ميان است نه اتّحاد و عينيّت . و هم ذى المقدّمه برآن امر سابق و مقدّم توقّف دارد ، و ازهرجهت نام شرائط را مىتوان مقدّمه گذاشت . 2 - نزاعى كه در مباحث اصلى مقدّمه واجب خواهد كه : « آيا ملازمه ميان وجوب مقدّمه و ذى المقدّمه هست يا نه ؟ » قدر متيقّن از آن نزاع همين باب شروط و مقدّمات خارجيّه
--> ( 1 ) - اصول فقه ، ج 1 و 2 ، ص 259 .