على محمدى خراسانى
386
شرح كفاية الأصول (فارسى)
بنا به قول به جواز مىگوئيم كه نماز در مكان غصبى از افعالى است كه مجمع دو عنوان است يعنى هم عنوان مأمور به برآن منطق است و هم عنوان منهى عنه . و در يك كلام از امورى است كه امرونهى در آن مجتمع شدهاند « صغرى » و اجتماع امرونهى جايز است « كبرى » پس نماز مذكور بالفعل هم امر دارد و هم نهى دارد ، پس صحيح است و اعاده و قضا واجب نيست « نتيجه » صحّت نماز و عدم وجوب اعاده همان حكم كلّى است كه از قياس مذكور بدست مىآيد . و بنا بر قول به امتناع و عدم جواز هم مىگوئيم كه نماز در مكان غصبى از كارهايى است كه امرونهى هر دو در آنجا جمع شدهاند « صغرى » و اجتماع امرونهى محال است « كبرى » پس نماز در خانهء غصبى محال است كه بالفعل داراى امرونهى هر دو باشد . آنگاه اگر جانب امر را ترجيح داديم ، يك نتيجه مىگيريم و اگر جانب نهى را ترجيح داديم ، نتيجهء ديگرى مىگيريم . 2 - مسئله فقهى باشد : ملاك فقهى بودن يك مسئله آنست كه موضوع آن فعلى از افعال مكلّفين و محمول آن حكمى از احكام شرعيّه باشد ، و اين ضابطه در مسألهء ما وجود دارد ، زيرا مىتوانيم آن را اينگونه مطرح كنيم : آيا نماز در مكان غصبى هم واجب است و هم حرام يا نه واجب است و نه حرام يا فقط واجب است و يا فقط حرام است ؟ آيا نماز كذائى صحيح است يا باطل ؟ آيا نماز كذائى وجوب اعاده و قضا دارد يا خير ؟ اگر با اين عناوين مطرح شود ، حتما فقهى خواهد بود . 3 - مسئله كلامى باشد : ضابطهء كلامى بودن يك مسئله آنست كه در آن مسئله از احوالات مبدأ و معاد ، صفات مبدأ ، افعال مبدأ و . . . گفتگو شود . اين ضابطه در مسألهء ما وجود دارد و مىتوانيم بگوئيم كه آيا خداوند مىتواند به طبيعتى مثل نماز امر كند و از طبيعتى مثل غصب نهى كند . با توجه به اينكه مىداند كه اين دو عنوان در مثل نماز در مكان غصبى مجتمع خواهند شد و محذور و تالى فاسد ايجاد خواهد كرد ، آيا با اين ويژگى مىتواند امرونهى كند يا نمىتواند ؟ چنين چيزى از ممكنات است و مقدور بارىتعالى است يا از محالات است و مقدور الهى نيست ؟ اگر اينگونه مطرح شد ، بحث از احوال مبدأ