على محمدى خراسانى
375
شرح كفاية الأصول (فارسى)
نوع داخلاند و اين را واحد بالنوع مىگويند ، در مقابل واحد نوعى . خود انسان واحد نوعى است يعنى يك نوع است ؛ ولى افراد آن واحد بالنوع هستند يعنى در تحت يك نوع داخلاند . و مفهوم انسان برآن دو صادق است و اتّحاد در اين مفهوم جامع دارند ولى اتّحاد مصداقى ندارند . يا مثلا اگر كسى بگويد : انسان و فرس وحدت دارند ، منظور اين نيست كه اين دو نوع حقيقتا در خارج يكى شدهاند . چنين چيزى از محالات است . منظور آنست كه اينها در تحت يك جنس داخل مىباشند كه حيوان باشد و حيوان را واحد جنسى و انواع آن را واحد بالجنس گويند كه در تحت جنس داخلاند و مفهوم واحدى جامع آن دو است ؛ و گرنه مصداق آنها مباين است . پس اسناد وحدت به زيد و بكر يا انسان و فرس يك اسناد مجازى و غير واقعى است . همچنين وحدت گاهى مصداقى است و گاهى مفهومى است . وحدت مصداقى يعنى دو عنوان در يك وجود خارجى اتّحاد و تصادق دارند . مثل عنوان صلاتيّت و غصبيّت كه در اكوان و حركات و سكنات صلاتى تصادق دارند . وحدت مفهومى يعنى دو چيز در مفهوم واحد شركت دارند و در تحت آن داخل مىباشند و از لحاظ مصداق خارجى هرگز تصادفى ندارند . بلكه تباين كلّى دارند ، مثلا سجده براى خداوند با سجده براى بت هر دو در تحت مفهوم كلّى سجود مندرج هستند ، ولى در خارج آنجا كه مصداق سجده براى خداست ، هرگز سجده براى بت در آنجا صادق نيست و بالعكس آنچه مصداق سجده براى بت باشد مصداق سجده براى اللّه نيست . با توجه به اين نكات مىگوئيم : گاهى عمل واحد به عنوان واحد و جهت واحده مىخواهد هم متعلّق امر باشد و هم متعلّق نهى ، مثلا نماز به عنوان نمازى هم مأمور به باشد و هم منهى عنه . به اتّفاق كلمهء مسلمين چنين اجتماعى از محالات است و از مواردى است كه اجتماع نقيضين در ارادهء مولى پديد مىآيد و محال است كه خداوند در لحظهء معيّنى هم طالب فعل نماز باشد و هم طالب ترك آن . به قول صاحب معالم « 1 » اين مورد از مواردى است كه نفس تكليف از جانب مولى محال است .
--> ( 1 ) - معالم الدين ، ص 98 - 97 .