على محمدى خراسانى

369

شرح كفاية الأصول (فارسى)

مطلق و بدون هيچ قرينه‌اى استعمال مىشود ، بر اصل طبيعت دلالت دارد و مطلوب مولى در امر ، طلب ايجاد طبيعت و در نهى ، طلب ترك طبيعت است و از نظر وضعى دلالتى بر دوام و تكرار يا مرّه ندارد . آرى از نقطه‌نظر عقلى يك فرق اساسى دارند و آن اينكه در باب اوامر مطلوب ايجاد طبيعت است و به حكم عقل قانون ايجاد طبيعت آنست كه « الطبيعة توجد بوجود فرد ما » يعنى كلّى طبيعى با وجود يك فرد از افرادش هم موجود مىشود و مطلوب مولى حاصل مىشود و لذا با مرّة و يك‌بار هم امتثال حاصل مىشود . ولى در باب نواهى مطلوب مولى اعدام طبيعت است و به حكم عقل قانون اعدام طبيعت آنست كه « الطبيعة تترك به ترك جميع افرادها و تنعدم بانعدام جميع افرادها » ، و چون مطلوب مولى ترك اصل طبيعت است ، عقل مىگويد كه شما ناگزيريد كلّيهء افراد طولى ( اين زمان ، زمان بعد ، زمان سوّم و . . . ) و عرضى ( اين مكان يا آن مكان ، اين ظرف يا آن ظرف و . . . ) يا تدريجى و دفعى طبيعت را ترك كنيد . تا مطلوب حاصل شود . اين تفاوت به حكم عقل است و ربطى به وضع واضع و ظهور لفظى ندارد . نكته : نهى گاهى مطلق است يعنى به زمان يا حال خاصى مقيّد نيست . مثل نوع نواهى وارده در كتاب و سنّت ( لا تشرب الخمر ، لا يغتب ، لا تقربوا الزنا و . . . ) و گاهى مقيّد به زمان خاصّى است مثل نهى خانمها از نماز و روزه در ايام عادت و قاعدگى ، و يا مقيد به حال خاصى است مثل حال صحّت و مرض و . . . كه در اين حالات كارهاى خاصّى منهى واقع شده نه مطلقا . حال مطلوب مولى ترك طبيعت است و ترك طبيعت هم به ترك تمام افراد آن است ، و لا فرق كه طبيعت مطلقه باشد يا مقيّده . اگر مطلقه باشد ، مطلوب ترك تمام افراد طولى و عرضى آن تا آخر عمر است . و اگر مقيده باشد ، مطلوب ترك تمام افراد دفعى و تدريجى آن در همان زمان يا حال معيّن مىباشد . پس بستگى به سعه و ضيق دائره طبيعتى دارد كه تركش طلب شده است . ه ) سقوط نهى با معصيت قوله : ثم انّه : مطلب پنجم : دو بار نظير اين مطلب در باب اوامر ذكر شد :