على محمدى خراسانى

370

شرح كفاية الأصول (فارسى)

1 - در مسألهء فور و تراخى كه بر مسلك فور اين بحث عنوان شد كه اگر مكلّف دستور مولى را به فوريّت امتثال نكرد و عمدا تأخير انداخت ، در اصل گناهكار بودن او ترديدى نيست . ولى آيا به مجرّد معصيت و مخالفت ، امر هم از دوش او ساقط مىشود ؟ يا امر مولى كماكان به قوّت خودش باقى است و در آنات بعدى هم مكلّف را به انجام كار دعوت مىكند ؟ مسئله بر وحدت و تعدّد مطلوب مبتنى بود كه گذشت . 2 - در مسألهء تبعيّت قضا از اداء كه اگر مكلّف مأمور به را در وقت خودش انجام نداد آيا همان امر اوّل بر وجوب اين عمل در خارج وقت ( قضا ) دلالت مىكند ؟ يا لزوم قضا و تدارك در خارج از وقت مقرّر ، نياز به امر جديد دارد و از امر اوّل مستفاد نيست ؟ به بيانى كه گذشت ، مسئله مبتنى بر وحدت يا تعدّد مطلوب بود . ما گفتيم كه نهى دالّ بر دوام و تكرار است و مطلوب مولى ترك كليّهء افراد طولى و عرضى عمل حرام است . ( البته به حكم عقل نه به دلالت وضعى ) اينك در باب نواهى اين بحث مطرح مىشود كه اگر مكلف يك‌بار با نهى مولى مخالفت كرد و عمل منهىّ را انجام داد ، آيا پس از اين هم كماكان نهى مولى به قوّت خود باقى است و بر طلب ترك و مطلوب بودن ترك آن عمل در زمانهاى بعدى دلالت دارد و مفاد نهى اين است ؟ يا با يك‌بار مخالفت و معصيت ، نهى ساقط مىشود و از اين پس آن عمل حرام نيست و ترك آن مطلوب مولى نيست ؟ ( همان مسألهء وحدت و تعدّد مطلوب است ) از نظر مقام ثبوت ، دو فرض وجود دارد : 1 - مجموع تروك من حيث المجموع يك مطلوب باشد و هيچ‌كدام استقلال نداشته باشند ، مثل تروك صوم كه در ماه مبارك رمضان مكلّف بايد در ظرف زمانى معيّن ( از اذان صبح تا اذان مغرب ) از مفطرات اجتناب كند و اكل و شرب و . . . را ترك كند و چنين نيست كه اگر نصف روز ترك كرد و بعد مرتكب اكل شد ، به همان اندازه ثواب ببرد . بلكه مجموع ترك اكل از آغاز تا انجام زمان مزبور ، يك مطلوب است و مثل مبطلات نماز كه در نماز بايد ترك شوند و از آنها اجتناب كنيم و ترك آنها از اوّل تا آخر مطلوب مولى است و به صورت مجموعى هم مطلوب است نه به صورت جداجدا .