على محمدى خراسانى
365
شرح كفاية الأصول (فارسى)
عند الاطلاق ظهور در طلب الزامى ( تحريمى ) دارد و اطلاق آن بر كراهت قرينه مىخواهد . 3 - در باب امر علوّ واقعى معتبر بود ، در صدق نهى نيز علوّ واقعى معتبر است . البتّه اقوال ديگرى هم وجود داشت . 4 - آنجا سخن از اتّحاد طلب و اراده بود و اينجا سخن از اتحاد طلب و كراهت است . ب ) هيئت نهى مطلب دوّم : تمام بحثهايى كه دربارهء هيئت امر ( صيغهء افعل ) مطرح بود در رابطه با هيئت نهى ( صيغهء لا تفعل ) نيز مطرح است . از قبيل معانى مختلف داشتن ، در تمام آنها در طلب انشائى استعمال شدن و دواعى و انگيزهها مختلف بودن ، عند الاطلاق در طلب الزامى استعمال شدن ، ظهور جملههاى خبريّه در مقام انشاء و . . . بنابراين نهى مثل امر دالّ بر طلب است با اين تفاوت كه امر به معناى طلب فعل است و متعلّق طلب در باب اوامر ، وجود شيئى است يعنى مطلوب مولى آن است كه عبد اين شىء را در خارج ايجاد كند . ولى نهى به معناى طلب ترك است و مطلوب مولى در اين باب ، عدم و ترك متعلّق است و مىخواهد كه مكلّف شرب خمر نكند ، غيبت نكند و . . . وقتى امر و نهى مثل هم شدند پس آنچه در امر معتبر بود ( علوّ يا استعلاء ، الزام و . . . ) در نهى نيز همان خصوصيات معتبر و شرط است . ( نكته : بر مسلك مشهور ، نهى نيز مثل امر داراى معناى طلبى است و دالّ بر طلب است . با اين تفاوت كه يكى طلب فعل و ديگرى طلب ترك است و مرحوم آخوند بر اين مسلك مشى كردهاند . ولى بر مسلك عدّهاى از متأخرين اصلا نهى به معناى طلب نيست بلكه به معناى زجر و ردع و منع از فعل است و لازم عقلى اين منع از فعل عبارتست از طلب ترك و الزام به ترك ، و تفصيل مطلب در جاى خود بايد عنوان شود . ) ج ) مطلوب به نهى چيست ؟ قوله : نعم : مطلب سوّم : بنا بر اينكه نهى هم دالّ بر طلب باشد ( بر مبناى دلالت نهى بر